تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
و نيز از جانب شرقى مقابل دروازه ، محمد شريف بىتوپچى باشى ، به همراهى جماعت افغانيه و جماعت قروق و جماعت زورآبادى و جماعت ايرانى ، توپخانهء خاصه را مع يك رعد برده نشانيده كارىپردازى مىنمود كه عالم سياه و تاريك مىگرديد . الغرض همين اسلوب سه شبانه روز قورغان پشاغر را محاصره نمودند . پشه را مجال جنبش نبود ، جماعت اعدا به حال خود درمانده بودند . نظم
به فرمان شاهنشه نامدار * خروشيد لشكر پى كارزار به گردش همه سروران در كمين * گرفتند آن قلعه را چون نگين به مقدار هر صاحب آوازه‌اى * از آن قلعه دادند اندازه‌اى صمد خان نايب به صد ريو و فن * به افواج سرباز آتش‌فكن نه وهمى ز تير و نه سهم از تفنگ * فرود آمد آنجايگه بىدرنگ نشانيد رعد جهانگير را * نهادند دار و پس تير را چو آتش درافتاد در رعد زود * برآورد از جان اعداش دود از آن بر سر خصم زد سنگ كم * بكردش مساوى وجود و عدم ز يكسو محمد شريف بى به جنگ * به نزديك دروازه توپ تفنگ بياورد و بنشاند و آتش نهاد * تو گفتى در آفاق آتش فتاد چو از رعد آمد صداى طراق * بشوريد در قلعه اهل نفاق خروشيدن رعد آن پرهنر * بدر برد هوش سران را ز سر همه پردلان را دل افگار شد * عدو را سر از خواب بيدار شد به گرد فصيل آنچنان حلقه بست * كه پرّنده از قلعه بيرون نجست چنان تنگ شد كار با قورغان * كه آمد دل دشمن از غم به جان به اميد خانش برانگيخت جنگ * جهان كرد بر خلق و بر خويش تنگ چنين بود احوال قرب سه روز * شدى بر فلك خلق را آه و سوز