القصه بدين جمله فى الجمله از طرفين معدودى كشته شده كس بسيارى زخمين گرديده ، سپاه دشمن به هزار ايذاء و اهانت و به چندين كلفت و مشقت خودها را به درون قورغان گرفته ، دروازهها را كشيدند . بعد از حصارى شدن ايلغر دشمن ، ابراهيم بىدادخواه نيكوفن ، پس و پيش نوكريه را سرشته نموده ، بازگشت كرده ، آمده جناب امير صاحبقران را دعا كرده ، مقدمات گذشته را يكبهيك بيان فرموده ، بنديهاى به دست افتاده را از نظر انور عالى گذرانيد .
روز ديگر به فرمان شاه نيكوسير ، سپهسالاران نامور به دستور ديروزه مع دههزار لشكرى يسو بسته رفته تا به قربى قورغان رسيده ، پست و بلنديهاى راههاى آمد و شد را ملاحظه نموده ، گشت روز پس و پيش مردم را سرشته كرده ، آمده جنابعالى را دعا نمودند . روز سيوم به مشورت امراى نامدار و دولتخواهان ذوى الاقتدار به دهنهء درهء پشاغر به سر دو راههء زامن ، نيابت آگاه ابراهيم بىدادخواه را مع امراى مقررى قوشون سمرقند و اوركوت مع قول قرشى و شهر سبزى و خزارى اين جماعت را به طريقهء قراولى خبردار گذاشته ، خود جنابعالى مع بقيهء لشكرى ميمنه و ميسره و قلب و جناح را آراسته نموده ، آمده به جانب شرقى پشاغر به بالاى راه زامن به دولت فروذ آمده ، فرمايش عالى شد كه اهالى توپخانه مع اسباب آتشخانه و جماعت ميران اونك و سول و سركردگان خاصهبردار متوجه محاصرهء قورغان شده ، جدّ و جهد نمايند .
حسب الفرمايش عالى عبد الصمد خان نايب با جماعت سرباز ، از جانب شمال رويه و محمد شريف توپچى باشى از جانب شرقى ، مقابل دروازه ، بدين دستور حكّام ذوى الاحترام هر ولايت مورجلها را تقسيم كرده گرفته ، به جد و جهد تمام و سعى و كوشش نموده ، هر دم سنگرها را پيش برده سورن انداخته دستبردهاى مردانه مىنمودند . و از درون قورغان نيز آواز جلو توپ و خطايچه و شمخال از هر جانب بلند آوازه گرديدن گرفت . نايب سرافراز با جماعت سرباز به سوى شمال رو به قورغان مورجل گرفته صف صف ايستاده ، توپ و زنبورك را دودبهدود رسانيده شلنك كرده ، به قورغان حواله مىنمودند كه تيزدستى اين جماعت ملك دربام فلك ، تحسين و آفرين مىكرد .
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٢٣