تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
فروذ آمدند . و نيز عبد الصمد خان نايب و محمد شريف بىتوپچى باشى مع جماعت سرباز با اسباب آتشخانه با عراده‌هاى رعد ، آن دو سرهنگ با دبدبهء توپ و تفنگ ، در يك جانب معسكر همايون گذشته فروذ آمده ، خيمه و خرگاه برپا نمودند . به همين اسلوب و قانون جماعت لشكرى گروها گروه ، فوج‌فوج به چندين اوج از تعاقب رسيده مىپيوستند . از بسيارى لشكر ، دشت وسيع به تنگ آمده بود صحن صحرا و سطح غبرا از جوشش لشكرى چون امواج دريا مىنمود . از هياهوى بهادران هراسى در دل اعدا مىافزود . نظم
چو درياى پر موج لشكرگهش * به سان حبابى در آن خرگهش در آن بحر ماهى همه تيغ و تير * نهنگان آن بحر ، برنا و پير نهنگان دريادل صف‌شكن * پلنگان شيرافكن تيغ‌زن همه جنگجوى و همه كينه‌خواه * ز جوشن قبا و ز مغفر كلاه به وصف يكايك اگر دم زنم * سخن را سررشته بر هم زنم به هر سوى فوجى چو شير يله * ز اسبان تازى گله در گله ز خرگاه سرخ و ز زرد و كبود * جهان سربه سر لاله‌زارى نمود علم بر در و دشت زد بىهراس * شمار سپاهش برون از قياس
بعد از آن فرمان عالى صادر شد كه مبارزت پناه ، فيروز بردى يار توقسابه‌يوز با نوكريهء خود رفته در گوشه‌اى كمين كرده ، چگونگى احوال اعدا را فهميده عرض بندگى نمايد . حسب الفرمايش عالى مبارزت پناه فيروز بردىيار توقسابهءيوز با جماعت نوكريهء خود كه هريك شير بيشهء وغااند در اوّل از شب بر بيراهه برآمده ، رفته از دامنهء قصبهء زامن به لشكر دشمن رسيده ، دامن‌كشى نمودند . مقدار دوازده نفربندى به يمن دولت صاحبقرانى به دست اينها افتاد . بنديها را گرفته مراجعت كرده آورده ، حضرت جهان‌پناهى را دعا نموده بنديها را از نظر انور عالى گذرانيدند . جناب امير پاكى ضمير از
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 121 | مؤلف مجهول / منوچهر ستوده