تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
خدمت اين جماعت بسيار منّت‌دارى كرده ، شگون نيك ملاحظه نموده ، فرمان عالى شد كه بنديها را الحال به درون قورغان ديزق ، در قطار بنديها دربند كشيده گذارند . القصه بعد از سرانجام لشكر ظفرپيكر ، امير نيكو سير از آن منزل آغاز كوچ نموده اولا مرتبه فرمان واجب الاذعان به نفاذ پيوست كه امارت پناهان ، ايالت آگاهان ابراهيم بى دادخواه و عادل دادخواه ، مقدمه سپاه ظفرانتباه را به جانب يام و زامن كشيده ، شكست و ريخت راهها را ملاحظه نموده راهى شوند . حسب الفرمايش عالى امراى مذكور با جنود مأمور از آن سرزمين كوچ نموده ، مراحل طى فرموده راهى شدند . و نيز حضرت ظلّ اللّه والاجاه از تعاقب امراى ايراول رفته ، ميمنه و ميسره را مرتب نموده ، با جمع سپاه قلب و جناح را انتظام داده ، عازم راه شده ، آمده به موضع « رباط » نزول‌اجلال ارزانى فرمود . على الصباح روز ديگر فرمان قضا جريان نفاذ يافت كه امارت پناهان ابراهيم بى دادخواه و عادل دادخواه و بردىيار توقسابه و سالاران شهر سبزى مع ميران اونك پيشتر رفته ، اطراف پشاغر را محاصره نموده ، مىبينند كه ايلغر مانده ، دشمن چه معامله مىنمايد ؟ حسب الفرمايش عاليحضرت ، سپهسالاران ذىشوكت ، مع لشكريهء سراپا حشمت ، يسو بسته راهى شده ، به دهنهء دره رسيده ، نصف قول را به سر دو راههء زامن قراول گذاشته امراى ايراول نصف قول را گرفته ، دو صد نفر از جماعت قراقلپاق را به طريقهء قراولى پيش‌انداز كرده ، به اندرون دره درآمده راهى شدند . وقتى كه قورغان پشاغر به نظر آن دو صد دلاور نمايان شد ، از گوشهء راه مقدار هزار مرد مسلح برآمده ، به اين دو صد نفر قراول يكباره درافتاده به حدّى كه برداشته تا به صف عقب رسانيده بود كه در همين حين جرأت مردى بر سر عادل دادخواه اوركوتى مستولى گرديده ، سپاه دشمن يكباره لجام‌ريز حمله نمود و از يك جانب سالاران شهر سبزى ابتداى خدمت آزمايان است گفته ، اسب انداختند ، صف سپاه دشمن را برداشته تا به دروازهء قورغان رسانيدند . اين حالت را ديده جماعت ميركان ، از بالاى صفير قلعه اين جماعت را به شبه تير گرفتند .