تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
نظم
چو آگاه گرديد شاه جهان * ازان فتنه و شور خوقنديان خبرچى فرستاد بر هر ديار * كه لشكر تمام از شه و شهريار كه ديگر نباشد محلّ درنگ * مهيّا كنند جمله اسباب جنگ ز بهر اميران سرحد نشين * همه شرزه شيران پرخشم و كين كه هريك ازان سرور لشكريست * به هر سرحدى سدّ اسكندريست نشانها فرستاد فرمان نمود * به سوى سمرقند آيند زود
بعد از مراسم سپارشات ، امير صاحبقران نيكو صفات ، در خزاين را گشاده ، با خيول سپاه با دلاوران نيكخواه از خود و كلاه و از اسب و اسباب دستگاهى بخشيده ، در روز نيك و در ساعت سعد چون آفتاب خاور كه در صبح محشر از افق مغرب برآيد ، پادشاه نيكو اختر با لشكر قيامت اثر روى به جانب مشرق زمين نهاده ، عنان عزيمت به سوى سغد سمرقند معطوف گردانيده با طنطنهء عجب راهى گرديد . نظم
به فرمان خاقان عالىتبار * شدند عازم ره هزاران هزار كشيدند بر كوس رحلت دوال * گشادند ماه علم را جمال ز ماه لوايش عروس ظفر * چو بالا بلندان شده جلوه‌گر چو خورشيد طالع ز اوج شرف * عيان مهچهء طوغش از هر طرف همه شهرياران گردنكشان * شده درپى بيرق او روان بلندى و پستى و كوه و دره * به زير سپاه آمده يكسره پس آنگه از آنجا لواى ظفر * به سوى سمرقند شد جلوه‌گر چو پيدا شد از دور آثار او * خلايق مشرّف ز ديدار او براندند تا شهر از آنجا سمند * جهان شد ز ديدار او بهره‌مند
القصه امير دلاور با لشكر ظفرپيكر طى مراحل فرموده از مضافات ميانكالات گذشته
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 118 | مؤلف مجهول / منوچهر ستوده