و قارورهاى نفط و غير آن نمىگذاشتند كه هيچ آفريده پيرامون قلعه تواند گشت امير صاحبقران برأى روشن و عقل دوربين در ان باب فكرها فرمود و آخر حكم نافذ شد تا اميرزاده اميرانشاه بهادر و اميرزاده شاهرخ بهادر و اميرزاده سلطان حسين بهادر و اميرزاده پير محمّد بهادر و اميرزاده خليل سلطان بهادر و از امراى بزرگ امير شيخ نور الدين و امير شاهملك و برندوق و على سلطان پيرامون قلعه به ترتيبى كه مقرّرست فرود آمدند و سر كارها تعيين كرده بنقب زدن و منجنيق ساختن مشغول شدند و از چوب و سنگ و تورها حصارى گرد خندق برآوردند عمله و چاخورگان بحدّى كه بالاتر از ان تصوّر نتوان كرد به كار مشغول شدند و هرچند از بالاى قلعه قارورهاى نفط و سنگ مىانداختند و تير و ناوك بر مثال باران مىباريدند اين امراى نامدار و جوانان كارزار از ان باك نداشتند و تورها در سركشيده پيش مىرفتند و سرهاى نقب تعيين مىكردند و منجنيقها از اطراف بر پاى كرده بهر يك سنگ كه از كفّهء منجنيق روانه مىشد خلقى هلاك مىگشت يا عمارتى خراب مىشد و آن خيرهرويان هنوز با خود نمىآمدند و مىپنداشتند كه بجلادت و خيرگى چنين كارى بزرگ با لشكرى بدين گرانى و صاحبقرانى بدين رأى و تدبير و اين قوّت و شوكت پيش توان برد هيهات تضرب فى حديد بارد آهن سرد كوفتن و بتمنّاى محال خود را فريب دادن نه كار عاقلان باشد درين اثنا بر رأى رزين امير صاحبقران صورتى روى نمود و با امرا و اركان دولت فرمود كه هميشه بسمع ما مىرسيد كه اين مملكت چون مدّتى در تحت حكم معاويه و يزيد بوده و ايشان هميشه با اهل بيت مصطفى صلّى الله عليه و سلّم بتخصيص با داماد و برادر رسول يعنى علئ مرتضى و فرزندان خاتون قيامت فاطمهء زهرا رضوان الله عليهم اجمعين عداوت ورزيده و آنچه توانسته از جنگ و قتل و اسير گرفتن دربارهء ايشان بتقديم رسانيده و اهل شام با ايشان در ان معنى ؟ ؟ ؟ موافق بوده بر ان اعتقاد تعجّب مىكردم كه چگونه طايفهء از امّت بهترين پيغمبران باشند و بنور هدايت او از ظلمت ضلالت رهيده و از شرك كه زندان دوزخست باسلام كه بستان بهشت است رسيده با خاندان او چنين بيداديها كنند اكنون آن نقل بتحقيق پيوست چه مىبينم كه در شهرى بدين عظيمى به جهت هوا و هوس خود اينهمه عمارات عالى و خانهاى بلند و مواضع خرّم و باغهاى دلگشا و قصرهاى سر بر آسمان كشيده ساختهاند و به جهت حرمهاى مبارك رسول صلّى الله عليه و سلّم كه اينجا آسودهاند نه از روى مروّت و نه از راه ديندارى مردى را همّت آن نبوده كه بر سر ضريح مبارك ايشان چهارديوارى برآورد تا بقيّه و عمارات عاليه چه رسد چگونه بر قومى چنين حضرت عزّت بلا نفرستد
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: نظام الدين شامى
ص٢٣٥