تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
ميسر مىشد روز سه‌شنبه دوازدهم ماه از ان موضع توجّه نموده بموضع كندرو فرود آمدند و آسايش نمودند

ذكر غزوهء حدىّ ديگر از كوه سوالك كه در انجا بيشهاى سخت بود

روز چهارشنبه سيزدهم ماه جمادى الاوّل رايات نصرت‌شعار در حركت آمد و از درياى جون عبور فرمود و بحدّى ديگر از كوه سوالك رسيدند و همين روز خبر رسانيدند كه يكى از رايان هند رتن نام خلقى بسيار از مجوس و كفّار و اصناف هندوان در تحت رايت او جمع شده‌اند و از اطراف و جوانب بهم پيوسته بكوههاى سخت و بيشهاى حصين پناه جسته و گفتند جز بدرخت برّيدن و راه پيدا كردن در انجا رفتن ممكن نيست حضرت صاحب‌قرانى در شب پنج‌شنبه چهاردهم ماه حكم فرمود كه امراى قوشونات مشعلها افروخته و لشكرها مرتّب گردانيده روانه شوند و درختها برّيده راه پديد كنند هم در شب يك فرسخ راه برّيده از ان بيشها گذر كردند و چهاردهم ماه چون آفتاب برآمد امير صاحب‌قران بميان دو كوه كوه سوالك و كوه كوكه رسيده بود وراى رتن ميمنه و ميسره را برسم و آيين ترتيب داده و با اتباع و اجناد جنگ را ساخته شده چون از دور هيبت و شكوه لشكر منصور مشاهده كردند و آواز كوس و نقاره و نفير و برغو به گوش ايشان رسيد زلزله در وجود ايشان افتاد و طاقت و تحمّل مقاومت نماند راه گريز پيش گرفتند و امراى قوشون تيغ غزو بركشيده آن بدبختانرا بخنجر آب‌دار بر خاك مذلّت انداختند و چندان نفايس اموال در تصرّف لشكر آمد كه از حدّ وصف بيرون بود هريك از لشكريان صد و دويست گاو و ده نفر و بيست نفر برده گرفته بودند و در براونغار اميرزاده پير محمّد بهادر و اميرزاده سليمانشاه بهادر در درهء ديگر غزا كرده بسيارى هندوانرا به زير تيغ آوردند و غنيمت بسيار بدست لشكر افتاد و باز بدين طرف ملحق شد و در جاونغار اميرزاده جهانشاه بهادر در درهء ديگر تاخت كرده بود امّا چندان غنيمت بدست لشكر نيامد كه ايشانرا كافى باشد و شب آدينه مجموع ميمنه و ميسره بموكب جهانپناه جمع آمدند و در ميان دو كوه نزول كردند و زمين هند را از خبث وجود گبران طهارت
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 201 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى