و ازين يورت در غرّهء ماه امير سليمانشاه بهادر و امير جهانشاه بهادر را جهت تاخت كردن به طرف جنوبئ دهلى فرستادند و دوّم ماه بندگئ حضرت با قريب هفتصد سوار جيبهپوش سوار شده عمارت جهاننماى را تماشا فرمود و زير و بالا و در آمد و بيرون شد آن مواضع احتياط كرده وظايف حزم مرعى داشت و هرآينه هر آن پادشاه كه زره حزم پوشد از تير كيد دشمنان آمن باشد و هركه تخم غفلت كارد جز دانهء ندامت نرويد آنگاه احتياط فرمود كه ميدان معركه كجا مناسب باشد و موقف رزم و قتال در كدام موضع بهتر آيد درين اثنا ملو خان با قريب چهار هزار سوار و پنج هزار پياده و بيست و هفت زنجير پيل بيرون آمده نزديك رسيد از لشكر منصور از لب آب جون سونجك بهادر و سيّد خواجه و مبشّر با قريب سيصد نفر مرد ايستاده بودند تيرباران كردند و ازين طرف جهاننماى دو قوشون مرد گذشته بودند از عقب در آمدند و تندباد حمله بر ان خاكساران پيمودند و در صدمهء نخست روى به طرف دهلى آوردند
ذكر محاربهء امير صاحبقران با سلطان محمود والئ دهلى و ظفر يافتن و فتح شهر
بر ارباب عقل ظاهر و آشكارست و بر اصحاب فهم واضح و هويدا كه گشايندهء درهاى فتح و ظفر عنايت ايزديست و نمايندهء راه سعادت و اقبال رحمت بىغايت الهى و اگرچه خلعت سعادت بر قدّ قدر هركس در ازل دوختهاند و شمع دولت در شبستان مراد هركس از روشنئ فيض عالم علوى افروخته امّا برحسب حديث رسول صلّى الله عليه و سلّم كه فرمود ( حفّت الجنّة بالمكاره ) معلوم مىشود كه جمال كعبهء مراد بىتحمّل باديهء مشقّت ميسّر نشود و مشاهدهء چهرهء مطلوب بىتكلّف زحمت طلب ممكن نگردد آفتاب دولت روشن بعد از تاريكئ گرد و نبرد معركه روى نمايد و طراوت چمن كامرانى از خونبارئ ابر كارزار پديد آيد و چون غرض ازين سعى و كوشش اعلاى كلمهء حقّ و اظهار شعار اسلام باشد ساعد اين مطلوب زودتر بدست آيد و چهرهء آن آرزو آسانتر روى نمايد نمودار اين سياق آنست كه چون بمسامع عليّهء حضرت صاحبقرانى