مسلمانان بودند زن و فرزند را گوسفندوار سر مىبرّيدند و هردو گروه اتّفاق كرده مستعدّ جنگ شدند فى الحال آتش حرب بالا گرفت آخر الامر امراى بزرگ و بهادران مجموع بقلعه در آمدند و آتش جنگ افروخته دود انتقام به آسمان رسانيدند و بسيارى از لشكريان بيرون در جنگ كشته شدند و در آخر آفتاب ظفر از مشرق دولت طلوع كرد و ده هزار مرد از هندوان بدكردار در آتش پيگار خاكسار گشتند و سرهاى سركشان به خاك در آمد و از هر سوى جوى خون روان شد و جزاى فعل بد ايشان بديشان رسيد آنگاه فرمان اعلى نافذ شد و آتش در سراها و بناهاى شهر و قلعه انداختند و مجموع را خراب و ويران ساختند و با زمين هامون يكسان گردانيدند از ان اطلال و دمن آثار نماند و آن مساكن و مواضع بكلّى عاطل و باير شد امير صاحبقران آنچه ازين قلعه حاصل شد از زر و نقره و اسپ و قماش مجموع بر لشكريان تفرقه كرد و در ان جنگ بسيارى از مردم زخمدار شده و در محلّ خطر افتاده بودند از جمله اميرزاده شيخ نور الدين را جماعت گبران در ميان گرفته نزديك بود كه دستگير گردانند فيروز سيستانى و بعضى از خانهزادان بر ايشان تيرباران كرده او را از ان معركه خلاص دادند و بندگئ حضرت ايشانرا بپاداش آن بعنايت و انعام و صلات مخصوص گردانيد و چون از بس كشته پشتها برآمده بود از بوى ناخوش اقامت در انجا متعذّر بود سيم ماه ربيع الاوّل از انجا كوچ فرمود و در موضعى كه كنارهء حوض آب خوانند نزول كرد و يك روز آنجا توقّف افتاد چهارم ماه بقلعهء فيروزه بندگان رسيده گذشتند و هم درين روز به شهر سرسطى رسيدند اهالئ اين شهر كه بيشتر كافران بودند و گوشت خوك مىخوردند چون از توجّه بندگئ حضرت خبردار شدند گريختند فوجى از لشكر منصور در عقب ايشان رفته بعضى را دريافتند و ايشانرا بفنا رسانيدند و اموال و اسباب ايشانرا در قبضهء تصرّف آورده بسلامت باز گرديدند بندگئ حضرت يك روز در شهر سرسطى اقامت فرمود و از انجا هيجده فرسخ مسافت قطع كرده بحوالئ قلعهء فتحآباد فرود آمدند اهل فتحآباد بتسويل شيطان قدم در راه طغيان نهادند و پشت بر دولت كرده روى در بيابان آوردند فرقهء از لشكر منصور در عقب رفتند و بسيار كس را بتيغ برّان و خنجر و سنان بىجان كردند و چهارپايان و ذخاير و علايق ايشان بدست آوردند و هفتم ماه از انجا كوچ كرده و از قلعهء رجبپور گذشته بحوالئ قلعهء اهرونى منزل ساختند و چون در ان موضع هيچ عاقلى نبود كه پيشگيرى كرده باستقبال رايات همايون آيد طوايف لشكريان بعضى از اهالئ آن موضع را بتيغ قهر گذرانيدند و بعضى را اسير ساختند و غلّهء
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: نظام الدين شامى
ص١٨٤