تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
رسانيد تا حدّى كه او و چند كس ديگر زخم‌دار شدند و همچنان جنگ قايم بود تا امير شيخ نور الدين و الله‌داد از عقب ايشان به همين آب و لاى در آمدند و مجموع معارضانرا بقتل آورده سرهاى ايشانرا پرچم سنان ساختند و نصرت در ميانه ناپديد شد و از حال او كس خبر نيافت روز دوشنبه نهم ماه مذكور لشكر منصور ازين كول و جال و لاى گذر كردند و بموضع شاه‌نواز فرود آمدند و شاه‌نواز ديرى بزرگست و اهالئ آنجا غلبه بودند و درو انبار غله بسيار بود چنانچه مجموع لشكر از انجا غلّه برداشتند و هنوز چندين انبار باقى ماند و درين موضع بعضى از امرا از درياى بياه گذر كرده در عقب جمعى از اتباع نصرت كه روى بگريز نهاده بودند رفتند و بعضى را از ان قوم در يافته غارت كردند و غنيمت فراوان آوردند امير صاحب‌قران دو روز درين موضع اقامت فرمود و فرمان شد تا انبارهاى باقئ غلّه را آتش زدند تا گبران هندو از ان انتفاع نتوانند گرفت روز پنجشنبه دوازدهم ماه از شاه‌نواز كوچ فرمود و بر لب آب بياه بمقابلهء قريهء جنجان كه مجموع اغروقها در انجا جمع شده بود نزول فرمودند و در دو روز از آب بياه گذر كردند و بعضى در كشتى نشستند و بعضى نهنگ‌آسا از دريا گذشتند چنان كه از لب آب تا قريب يك فرسنگ لشكرها پياپى بر روى آب مىرفتند و بفرّ دولت ابد پيوند همه بسلامت بگذشتند [ مصراع ]
چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتىبان
و درين روز معتمدى هرى ملك نام از نوكران اميرزاده شاهرخ بهادر از طرف هراة بلشكرگاه رسيد و خبر سلامت آن ذات بىهمال رسانيد شموس شادمانى از افق امانى طالع شد و بدور كامرانى بر فلك نهانى لامع گشت و روز جمعه سيزدهم ماه اميرزاده پير محمّد بهادر از جانب مولتان آمده بسعادت پاىبوس رسيد و روز يكشنبه پانزدهم ماه از آب بياه عبور كرده بموضع جنجان نزول فرمود و مدّت چهار روز آنجا اقامت نمودند و روز سه‌شنبه هفدهم ماه اميرزاده پير محمّد بهادر درين موضع طوى داده پيش‌كشهاى نفيس و تحفهاى قيمتى از اسپان تازى و كمرها و زينها و لكنها و آفتابها و مشربها همه از زر و نقره ساخته و دوقوزهاى گرامند و رخوت بسيار بعرض رسانيد بحيثيّتى كه اهل ديوان دو روز آن اجناس را در قيد كتابت مىكشيدند و هم در ان روز حضرت اعلى مجموع آن پيش‌كشها بر شهزادگان و امرا و نوبينان برحسب مراتب و منازل هركس قسمت فرمود تا همه از فيض بخشش بىگرانه كامياب شدند آرى اين صاحب‌قران صاحب‌دولت را دنيا و مال آن در چشم همّت نمىآيد و عطاهاى بزرگ پادشاهان پيشين به نسبت با بخشش او
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 180 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى