تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
اسپان و شونقار پيش‌كش كرده بوسيلت نوبينان سخنان پادشاه را بعرض رسانيدند مشتمل بر معذرت فراوان و بيان آنكه امير صاحب‌قران به نسبت با من راه پدرى دارد و حقوق او بر من بيش ازانست كه در حدّ عدّ و بيان آيد ملتمس آنكه اين حركت ناشايست و مخالفت نابايست كه از بخت وارون و افساد مردم دون بر ان اقدام كردم در گذارد و قلم عفو در جريدهء زلّات كشد امير صاحب‌قران درين محلّ نعمت تربيت و احسان خود به نسبت با او تقرير كرد و گفت در مبادئ احوال كه از دشمنان زخم خورده گريخته آمده بود عالميانرا معلوم است كه در حقّ او از جانب ما نيكى و رعايت بچه مرتبه صادر شده و آنكه بواسطهء او با اوروس خان مخالفت كردم و مال و نعمت فراوان به دو دادم و لشكرها با او فرستادم و عاقبة الامر حقّ نعمت تبه كرده لشكر فرستاد و حوالئ مملكت ما را پريشان گردانيد بدان هم التفات ننمودم و عذر او خواسته حوالت آن بافساد مفسدان كردم از ان منفعل نشد و باز بنفس خود متوجّه شد و چون ما نيز متوجّه شديم از سياهئ لشكر ما بگريخت اكنون بر موجب حكم يرليغ پادشاه اسلام لشكرها جمع كرده متوجّه‌ايم و بر قول و فعل او اعتماد نداريم اگر راست مىگويد على بيك را باستقبال ما فرستد تا باتّفاق امرا جانقى كرده آنچه مصلحت باشد بتقديم رسانيم و آنگاه طوى پادشاهانه فرمود و ايلچى را بيش از بيش ترحيب كرد و خلعت و كمر پوشانيد و بعد از دو سه روز امرا را جمع كرده قوريلتاى كردند و مصلحت در ان ديدند كه ايلچى را گرفته پيش روند چنان كردند و از قراچوق گذشته پانزده روز ديگر كوچ كردند و از بىآبى اسپان بسيار هلاك شدند و بموضع ساريغ اوزن رسيدند غرّهء ماه جمادى الاوّل آب فراوان شد چند روزى نشسته گذرگاه طلب كردند و از آب گذشته بيست و يكم ماه لشكر بكيچيك داغ رسيد و از انجا كوچ كرده دو شب در ميان كردند و روز جمعه بموضع اولوغ داغ رسيدند امير صاحب‌قران بر بالاى كوه برآمده نظاره فرمود صحرا در صحرا چول بود آن روز آنجا توقّف فرمود و امر كرد كه جميع لشكريان سنگ آوردند و آنجا نشانهء بلند بنا كردند و سنگ‌تراشانرا امر فرمود تا تاريخ آن ايّام بران ( 10 ) نقش كردند تا نشانهء باشد و بر روى روزگار ذكر آن نهضت باقى ماند [ نظم ]
شنيدم كه جمشيد نيكوسرشت * بسرچشمهء بر بسنگى نوشت برين چشمه چون ما بسى دم زدند * گذشتند چون چشم برهم زدند
و از انجا كوچ كرده شكار كردند و بموضع ايلان چوق رسيده فرود آمدند و از انجا كوچ كرده از آب ايلان چوق گذشته در مدّت هشت روز بموضع اناقرقويون رسيدند روز شنبه