بازگشتند و بموضع اقتاديكتور به حضرت آمدند و شيخ على بهادر و ايكو تيمور بهادر پيشتر جدا شده بودند و ازيشان تا غايت خبرى نيامده بندگئ حضرت اميرزاده عمر شيخ بهادر را اشارت فرمود تا بطلب ايشان روانه شود او براهى رفته بموضع ايتايجماز الاكول رسيد و ايشان براهى ديگر به حضرت آمدند عمر شيخ بهادر را پنجاه يا شست نوكر بيش با خود نبود ناگاه از لشكر دشمن هشتصد كس پيش آمدند و سياهئ خود را نمودند اميرزادهء اعظم قوّت و نصرت از حضرت عزّت طلبيده بر ايشان حمله كرده جنگى عظيم واقع شد و اميرزادهء جهان آن روز داد مردى داده ملك از فلك بر بازوى او تحسين مىكرد و قضا و قدر بر شوكت و نيروى او آفرين مىخواند و پير حاجى پسر تيلانچى در ان واقعه مردانگيها نموده بيك حمله جمله را برهم مىزد و بيك صدمه صد صد در پيش كرده مىراند ناگاه از كمين قضا به زخم تير بلا گرفتار آمد و شربت شهادت نوش كرد و اميرزاده عمر شيخ بهادر بضرب بازوى مردى و نيروى ساعد سعادت بر دشمن ظفر يافته ايشانرا بگريزانيد و بسيارى بقتل آورد و مال و چهارپاى ايشان بغارتيد و گلّهاى اسپ و گوسفند به حضرت امير صاحبقران رسانيدند و مدّتى در قراغوچور توقّف نموده اسپانرا در ان موضع فربه كردند و اموالى كه حاصل شده بود سراسر بر لشكر تفرقه فرمود و جهانشاه بهادر و عمر بهادر و اوجقرار بهادر را با سى هزار مرد ايلغار فرموده بجانب ارتيش بطلب دشمن فرستاد برحسب فرمان رفتند تا بارتيش رسيدند اهل ولايت را غارتيده مال بىحدّ و حصر گرفتند و اهل ولايت را جمع ساخته بامير لعل سپردند و او بسمرقند رسانيد و امير صاحبقران كوچ فرموده از موضع چوكچون گذشته و توقّف ناكرده بموضع اميل غوچور رسيد و در سراى اوردم نزول فرمود و نوبينان و امرا و شهزادگان و وزرا و مدبّرانرا جمع كرده قوريلتاى فرمود و فرمان شد تا مجموع قچرچيانرا آوردند و راهها را پرسيده بر دفترها ثبت كردند و با امراى قوشون و تومانات قرار دادند كه لشكرها جمع كرده در موضع يولدوز جمع شوند و عمر شيخ بهادر لشكر و سپاه خود جمع كرده و ساعت اختيار كرده سوار شد و امير صاحبقران حكم فرمود كه برهان اوغلان قچرچى باشد و بويان تيمور با وى همراه بود برين موجب بساعتى مبارك و روزى فرخنده سوار شدند و بموضع توبشين اندور و قرا خواجه رسيدند و لشكرها به اطراف و جوانب تاخت كردند و جهانشاه بهادر و شيخ على بهادر با سى هزار مرد قچرچئ ايشان نوكر سونقور روى به راه آوردند و از راه قراارت روانه شدند و از راه ديگر عثمان با بيست هزار مرد و امير جلال قچرچى شده روانه شدند و به راه سقسغان و سوقورلاغو و كوكيار درآمده رفتند و خداىداد
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: نظام الدين شامى
ص١١٥