آمدند و درين حال خبر رسيد كه ملوك و حاجى بيك ياغى شدند و در خراسان جمع مىشوند امير صاحبقران بعد از تأمّل و انديشه اميرزاده اميرانشاه را با لشكر بازگردانيد و بجانب خراسان فرستاد و بنفس خود عزيمت ولايت اوزبيك فرمود نوبينان و امرا جمع شدند و عرضه داشتند كه صواب درانست كه اوّل بجانب اينكاتورا رويم و شرّ او دفع كنيم آنگاه بجانب ديار اوزبيك متوجّه شويم امير صاحبقران سخن ايشان قبول فرموده از راه بورىباشى متوجّه شده روانه گشتند و بر توباليكقروق گذشتند و امير صاحبقران از موضع اورتاغ بيرون آمد و لشكر دو سه روز از بىآبى زحمت بسيار كشيدند و رنج و عناى بىاندازه يافتند و فصل تموز بود ناگاه حسن طالع مدد كرده بموضعى رسيدند و در زير علف يخ و برف ديدند و آبهاى سرد خوشگوار يافتند مردم آسايش يافته اسپانرا سيرآب گردانيدند و روانه شده بموضع توغراووت رسيدند و آنجا عزيمت شكار خرگور فرمودند و جانور بسيار در قيد صيد آوردند و در موضع اولان چرليق و چپارايغير اولانبوغا و اينكاجك با هزار مرد آمده بودند تا آن ولايت اينكاتورا را مقرّر باشد و قبيلهء بارين را طلب مىداشتند قراول براونغار سوار شده مىرفتند ميرك و پير على با ايشان ملاقات كردند و جنگ در ميان افتاد دشمنان بىتوقّف روى بگريز نهادند و مخذول و مردود گشته متفرّق شدند و امرا به حضرت بازگشتند و شخصى را از دشمنان گرفته آوردند و احوال پرسيدند گفت ياغى در موضع اورنكيار نشستهاند امير صاحبقران فى الحال شيخ على بهادر و ايكو تيمور بهادر را از جملهء لشكر ايلغار كرده فرمود كه جهد كنيد تا بموضع اورنكيار باينكاتورا رسيد كه ما شب در ميان كرده در عقب شما مىرسيم و چون امير صاحبقران روان شد قچرچى در شب راه غلط كرد و روز ديگر چاشتگاه از راه سنسليغ روانه شدند و روز سوم بموضع كوكسالى فرود آمدند و روز چهارم بموضع آىاكوز رسيدند و آنجا پادشاهزادگان و نوبينان و امرا را جمع كرده مشورت كردند و عمر شيخ بهادر را منقلاى ساخته و جلال را قچرچى كرده روانه گردانيد و خود بنفس مبارك خود ضبط لشكر فرموده از موضع قراتو و شپارتو و قوراغان و يرلاغو گذشته بموضع قراغوچور برآمد و اميرزاده عمر شيخ بهادر با لشكرهاى خود برحسب فرمان كوه و بيابان قطع كرده مىرفتند و هرجا كه با دشمن دوچار مىخوردند جنگ مىكردند و بعون الهى غالب شده مىگذشتند و در موضع قوباغ جنگى سخت كردند و ولايت دشمن غارتيده و اينكاتورا را از ولايت بيرون كرده اولجاى و مال بىحدّ و حصر حاصل كردند و اسپ و اشتر و استر بسيار يافتند و دختران ماهپيكر و ماهرويان حورمنظر اسير گرفته
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: نظام الدين شامى
ص١١٤