و درين وقت برف و بارندگى عظيم واقع شده بود امير صاحبقران فرمود تا برف را كوفتند و راه كردند و با لشكرى گران شب در ميان كرده بدشمن رسيد و اميرزاده عمر شيخ بهادر لشكر خود را مرتّب كرده بر كنار آب خجند آمد و ببساط بوس رسيد و كونچه اوغلان و تيمور قتلغ اوغلان و شيخ على بهادر را با لشكرى تمام پيش فرستاد روز ديگر چاشتگاه بر سر دشمن رسيدند دشمن را قوّت مقاومت نبود بگريختند و بسيارى بقتل آمدند و آنها كه از كشتن رهيدند در راه بتشنگى در معرض تلف افتادند و مقدّمهء لشكر كه پيشتر فرستاده بود از پيش ياغى درآمدند و ايشانرا از دو طرف در ميان گرفتند و به زخم تير و شمشير دمار از روزگار ايشان برآوردند وايدى بيردى بخشى را در ان حال گرفته به حضرت آوردند و تفحّص احوال او كرده بنواخت و خلعتش مخصوص گردانيد و از ان موضع كوچ كرده بآقار رسيد و مدّتى در ان موضع داد عيش و عشرت دادند و در فرح و كامرانى بر همگنان گشادند و درين ولا از ايل و ولايات لشكرها پيش خود جمع كردند و فرمان شد تا اميرزاده عمر شيخ و حاجى سيف الدين و ايكو تيمور بر آب خجند پل سازند و لشكر بگذرانند بر ان موجب بتقديم رسانيده لشكرها بگذرانيدند و خبر به حضرت رسانيدند امير صاحبقران كوچ كرده بىتوقّف روانه گشت و بر لب آب رسيد و در ساعت منقلاى اختيار كرده تيمور قتلغ اوغلان و سونجك بهادر و عثمان بهادر قراول شدند از دور سياهئ ديدند خود را پنهان داشته دشمنانرا حاضر مىبودند چندانكه قراول دشمن فرود آمدند لشكر منصور فى الحال سوار شده بر ايشان شبيخون زدند و اكثر ايشانرا بقتل آوردند بقيّهء كه ماندند گريخته از آب ارس باز گرديده گذشتند و چون بخانهاى خود رسيدند از سر رعب و هراس آوازه انداختند كه لشكر رسيد و ازين ترس جملهء لشكر و ايل ايشان بگريختند و متفرّق گشتند امير صاحبقران درين حال بر سبيل ايلغار روانه شد و حاجى سيف الدين را در اغروق بازداشت و خواجه شيخ و توبلاق و قرا خان و امانشاه و دولتشاه را با چهل مرد گزيده دو اسپه بخبرگيرى فرستاد بر موجب فرمان روان شده در موضع ساريغ اوزن بدشمن رسيدند و با قراول جنگ كرده بسيارى ازيشان بكشتند و بازگشتند درين اثنا قيدبا ترخان با قريب صد خانه در بيابان برابر هم رسيدند جنگى عظيم واقع شد و قيد با ترخان را كه بزرگ ايشان بود گرفتند و بند نهاده بشنكول نامى سپردند تا به حضرت آورد و خانهاى او را با گلّها كوچ كرده بموضع آقسوما رسانيدند و امير صاحبقران از ان موضع از راه اورنك چقيل بيرون آمده بموضع بيلان رسيدند و از ساريغ اوزن و كورچون گذشته بآل قوشون فرود
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: نظام الدين شامى
ص١١٣