تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
از انجا گذشتند شخصى از طرف دشمن گريخته بدرگاه آمد و خبر داد كه ايل ييغميش اوغلان منهزم شدند و سليمان صوفى از بند مملكت گذشته گريخت و بيشتر دشمنان باهم اتّفاق كرده بودند كه مملكت را ترك كنند و حصار و قلعه گذاشته سر خود گيرند بر ان موجب بتقديم رسانيدند و سر بر سرير و جان بر خان‌ومان اختيار كردند امير صاحب‌قران اميرزادهء اعظم اميرانشاه را منقلاى ساخته و محمّد سلطانشاه و شمس الدين و اوج‌قرا بهادر و ايكو تيمور و سونجك بهادر را پيش فرستاد روانه شده بموضع قمكند رسيدند و بسيارى از دشمن بقتل آوردند و مال و اسباب بسيار غنيمت گرفتند و چند روز در خوارزم توقّف فرموده حكم نافذ شد تا مجموع مردم شهر و ولايت را كوچ كرده بسمرقند رسانيدند

ذكر ياغى شدن محمّد ميركا و گريختن به طرف قتلان و گرفتار شدن در كوهستان

محمّد ميركا اميرى بزرگ بود و به نسبت با امير صاحب‌قران شرف خويشى و دامادى يافته با شوكتى تمام و لشكرى فراوان و جاهى عريض و جنابى منيع غرور دولت و كامرانى و وفور غفلت و ناسپاسى پاى سعادت او را بلغزانيد و بخت برگشته قرين شده مخالفت ورزيد و رقم ياغىگرى بر خود كشيد و از نام بد ننگ نداشت و از شآمت عاقبت آن نينديشيد دولت روى برتافته برو مىخنديد و زبان روزگار در گوشش مىسراييد [ بيت ]
مكن آنكه هرگز نكردست كس * بدين رهنمون تو ديوست و بس
امّا چون سعادت مساعد نبود بر ان حركت شنيع اقدام نمود و پيش ازين در وقت رفتن بجانب خوارزم ابو الفتح برادر كهتر او از امير صاحب‌قران روى گردانيده گريخته بود و خود را در چول گم كرده لاليم بهادر را معلوم شد فى الحال سوار شده بتجسّس و تفحّص او مشغول گشت ابو الفتح شب در ميان كرده بحصار كت رسيده بود و رنج و مشقّت بيابان بيحدّ كشيده در موضعى فرود آمد لاليم بهادر به دو رسيد و او را گفت موجب كفران نعمت امير و سبب اين حركت ناپسنديده چه بود گفت شنودم كه ميركا