بايد شدن زيرا كه هركه هر آرزويى كه مردمانرا بود ، او را نيز آن آرزوى بود يا خواهد بود ، از آنجا كه ايشان آرزوى خويش حاصل كنند او را نيز هم از آنجا حاصل بايد كرد از عرق پيشانى و رنج دست « 1 » .
و چون مريد اندر خلوت بذكر مشغول بود اگر اندر خلوت چيزى يابد كه پيشتر از آن نيافته باشد امّا بخواب يا در بيدارى يا ميان خواب و بيدارى از خطابى كه بشنود يا معنيى كه او را روى نمايد از آنچه نقض عادت بود ، بدان مشغول نبايد بود البتّه ، و باز آن ننگرد و نبايد كه منتظر اين چنين چيزها باشد كه اين همه او را از حق مشغول دارد و چاره نباشد او را با اين همه حالها كه پيش آيد او را ، پير خبر دادن از آن ، تا دلش فارغ شود از آن و بر پير واجب بود كه سرّ او نگاه دارد و كار او از ديگران پنهان دارد و اندر چشم او آن را حقير گرداند كه اين همه آزمايش بود و باز آن آرام گرفتن عين مكر بود ، مريد بايد كه حذر كند و همّت ازين برتر دارد « 2 » .
هامش
( 1 ) - مب : و سرمايهء مريد احتمالست از همه كس بخوشدلى و پيش رضا بازشدن و صبر برضا و درويشى و ترك سؤال و معارضه در اندك و بسيار و آنچ حظ وى بود و هر كى برين صبر نكند گو ببازار شو كى هرچ مردمانرا آرزو كند ويرا نيز آرزو كند واجب چنان كند كى از آنجا حاصل كند كى مردمان كنند از كوشش و عرق پيشانى .
( 2 ) - مب : و چون مريد مستديم ذكر بود و خلوت گزيند اگر در خلوت چيزى يابد كى پيش از آن نيافته باشد اما در خواب يا در بيدارى يا ميان اين و آن خطايى شنود يا معنيى بيند كى ناقض عادت بود بايد كى بدان مشغول نگردد البته و بدان آرام نگيرد و بايد كى منتظر حصول امثال آن نبود كى از بهر آنك آن همه شواغل بود از حق سبحانه و تعالى و چاره نباشد مريد را درين همه حالها وصف كردن پير را از آنچ شنود و بيند تا دلش از آن فارغ شود و بر پيرش واجب بود سرّ وى نگه داشتن و پوشيده داشتن از غير وى كار وى و در چشم وى آن را خوار داشتن كى همه اختبارات و آزمايش است و باز آن آرام گرفتن مكر بود مريد را از آن حذر بايد كرد و از آن نگرستن باز آن و همت بلند بايد داشت .