تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
بمريد ، او را بر جاى بدارد و چون شرّى خواهد به دو ، او را باز آن برد كه از آن بيرون آمده باشد و چون جوان باشد طريقت او خدمت كردن باشد به ظاهر و درويشانرا دوست دارد و اين فروترين رتبت بود اندر طريقت او و مانند او ، برسمى اندر ظاهر بسنده كنند و سفر همىكنند ، غايت نصيب ايشان ازين طريقت ، حجّ بود « 1 » و زيارت موضعها كه آنجا رحلت كنند و ديدار پيران به ظاهر سلام ، بدين قناعت كنند ، ايشانرا دائم سفر همىبايد كرد تا آسايش ، ايشانرا در محظورات نيفكند زيرا كه جوان چون راحت و آسايش يابد فترت به دو راه يابد و چون مريد يك بار اندر ميان درويشان شود اندر بدايت ، او را زيان دارد ، عظيم ، اگر كسى اندر افتد سبيل او آن بود كه حرمت پيران بجاى آرد و اصحاب را خدمت كند و خلاف نكند ايشانرا و آنچه راحت ايشان بود اندر آن ، بدان قيام كند و جهد كند تا دل پيرى از وى مستوحش نگردد و بايد كه اندر صحبت درويشان خصم بود بر تن خويش و بر ايشان خصمى نكند ، هر يكى را ازيشان بر خويشتن حقّى واجب داند و حقّ خويش بر كس واجب نبيند « 2 » .
هامش
( 1 ) - مب : آنست كى ملازم باشد جايگاه ارادت ( را ) و سفر نكند تا طريق نبرد و بدل بخداى نرسد كى سفر مريدان نه در وقت ، زهر قاتل بود و هيچ كس بدانچ اميد مىدارد نرسد چون سفر كند نه در وقت و چون خداى تعالى بمريدى خيرى خواهد ويرا در اول ارادت بر جاى بدارد و چون بمريدى شر خواهد ويرا باز آنجا برد كى آمده باشد از پيشه و حالت خويش و چون بمريدى محنتى خواهد ويرا در غربت و در رنج افكند و اين آنگاه بود كى مريد وصول باشد اما چون جوانى بود كى طريقتش خدمت بود بظاهرش درويشان را و اين نيكوترين درجهء بود در طريقت در رتبت وى و امثال وى برسمى كفايت كرده باشد و غايت نصيب ايشان ازين طريق حجى بود كى كنند . ( 2 ) - مب : و زيارتهايى بدانجا رحلت كنند و ديدار پيران به ظاهر سلام بمشاهدهء ظاهر كفايت كنند واجب برين قوم دوم سفر كردن است تا آسايش ايشان را فرا محظورى ندارد از بهر آن كى جوان چون آسايش و راحت يابد تعرض فترت بود و چون مريد در اول ارادت در ميان جمع شود ويرا زيان‌كار بود اگر يكى ازيشان بدين مبتلا گردد راه وى آنست كى شيوخ را محترم دارد و خدمت اصحاب كند و خلاف نكند ايشانرا و در آن كوشد كى راحتى از وى به كسى رسد و جهد آن كند كى كسى از وى مستوحش نگردد و دل پيران نگاه دارد و تا در صحبت ايشان بود جهد كند تا خصم ايشان باشد با خويشتن و خصم خويش نباشد بر ايشان ، همه را بر خويشتن حق بيند .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 736 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر