تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
فصل . و قبول دل پيران ، مريد را ، راست‌ترين گواهى باشد ، سعادت او را و هركه دل پيرى از پيران او را ، ردّ كرد ، آن شومى فرا وى رسد اگرچه دير برآمده باشد و هركه حرمت پير فرو نهد نشان بدبختى برو پيدا شد و البتّه خطا نشود « 1 » . فصل . و صعبترين آفتها درين طريقت ، صحبت كودكان است و هركه به چيزى ازين معنى مبتلا شد ، اجماع پيرانست كى خداى عزّ و جلّ او را خوار و مخذول گردانيد و از خود مشغول بكرد و اگر او را هزارهزار كرامت بود و انگار كه بمرتبهء شهدا رسيد ، زيرا كه در خبرست بيان اين ، و نه آن دل مشغول است بمخلوقى و صعب‌ترين آنست كه اين حديث بر دل ايشان [ اندك ] نمايد ، و خوار فراگيرند چنانك خداى تعالى ميگويد و تحسبونه هيّنا و هو عند اللّه عظيم و ازين گويد واسطى رحمه اللّه كه چون خداوند تعالى خواهد كه بندهء را خوار كند او را بصحبت احداث مبتلا كند . فتح موصلى گويد با سه « 2 » پير صحبت كردم كه ايشانرا از جملهء ابدال دانستندى ، همه گفتند بپرهيز از صحبت كودكان .
هامش
از آن بيرون آمده باشد از معلوم خويش و خواهد كى مخصوص كند بدان نوعى از انواع برّ ، شخص وى در آن متكلف بود و بر خطر آن بود كى با دنيا گردد زيرا كى قصد مريد در انداختن علايق بيرون آمدن است از آن نه سعى كردن در اعمال ، زشت بود بر مريد كى از معلوم بيرون آيد از سرمايه و صنايع و اسباب پس آنگاه اسير خرقه و لقمه بود آن بايد كى نزديك وى وجود و عدم آن يكسان بود و با هيچ درويش در آن نقارى نكند و اگرچه گبرى بود . ( 1 ) - مب : فصل و قبول در مشايخ مريد را صادق‌ترين شاهدى است سعادت ويرا و هر كى دل پيران رد كند ناچار اثر آن بماند و اگرچه ديرگاه برآيد و هر كى ويرا مخذول كردند به ترك خدمت ( ظ : حرمت ) شيخ شقاوت بر وى پيدا كنند و آن خطا نكند . ( 2 ) - ظ : سى پير . مطابق متن عربى .