صلّى اللّه عليه و سلّم و يكى همه مردمانرا « 1 » ، خواست كه اين يك جزو نيز او را باشد « 2 » از رشك آنكه مقدارى از شوق ديگر كس « 3 » را بود .
و گفتهاند شوق اهل قرب تمامتر بود از شوق محجوبان « 4 » و اندرين معنى گفتهاند [ اين بيت شعر « 5 » ]
و ابرح ما يكون الشّوق يّوما * اذا دنت الخيام من الخيام
و گفتهاند كه مرگ بر مشتاقان چون درآيد از آنچه ايشانرا كشف كرده باشند ، از روح وصال از شهد شيرينتر « 6 » .
جنيد گويد [ از ] سرى [ شنيدم كه ] گفت شوق برترين مقام عارف بود چون متحقّق گردد اندرو « 7 » و چون متحقّق گشت مشغول گردد « 8 » از هرچه او را از شوق بازدارد .
ابو عثمان حيرى گويد در قول خداى تعالى فانّ اجل اللّه لآت [ كه ]
هامش
( 1 ) - مب : پيغامبرانرا بود و يكى متفرق بود ميان خلق . اصل : مطابق متن عربى است .
( 2 ) - مب : بود .
( 3 ) - مب : غيرتش كرد كى يك جزو شوق ديگرى را .
( 4 ) - مب : اهل حجاب .
( 5 ) - مب : ندارد .
( 6 ) - مب : مشتاقان كاس مرگ بياشامند خوش بدانچ ايشان را پديد آيد از روايح وصول شيرينتر از شهد . متن عربى : ان المشتاقين يتحسون حلاوة الموت عند وروده لما قد كشف لهم من روح الوصول احلى من الشهد . مشتاقان چون مرگ در رسد بسبب آنچه از آسايش وصول بدوست يافته باشند آن را شيرينتر از عسل يابند و چشند .
( 7 ) - مب : بزرگترين مقامى است عارف را چون در آن متحقق باشد .
( 8 ) - مب : شود .