ابو يزيد گويد خدايرا بندگانند كه اگر يك ساعت اندر بهشت از ديدار خداى « 1 » بازمانند فرياد خوانند از بهشت چنانك « 2 » دوزخيان از دوزخ .
حسين انصارى گويد بخواب ديدم كه قيامت برخاسته بود « 3 » و شخصى ديدم كه زير عرش مجيد ايستاده بودى « 4 » حق تعالى فريشتگانرا گويدى كيست اين ، گفتند تو بهتر دانى گفت « 5 » اين معروف كرخيست از دوستى من مست شدست باهوش « 6 » نيامد مگر بديدار من .
[ و بروايتى ديگر چنانست كه اين معروف كرخيست از دنيا بيرون شده است مشتاق بخداى ، وى را مباح كردهاند كه بخداى مىنگرد ] .
فارس گويد دلهاء مشتاقان منوّر بود بنور خداى تعالى چون شوق ايشان « 7 » بجنبد ميان آسمان و زمين روشن گردد خداى « 8 » تعالى ايشانرا عرضه كند بر فريشتگان گويد اين « 9 » مشتاقاناند به من ، گواه باشيد كه من بر ايشان « 10 » مشتاقترم .
از استاد ابو على شنيدم رحمه اللّه از قول پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم « 11 » اسألك التّوق الى لقائك . گفت شوق صد جزو است ، نود و نه پيغامبر را
هامش
( 1 ) - مب : او .
( 2 ) - مب : چون .
( 3 ) - مب : برخاست .
( 4 ) - مب : شخصى را بينمى زير عرش ايستاده .
( 5 ) - مب : جواب دهندى بار خدايا تو داناترى خداى تعالى گويد .
( 6 ) - مب : باهش .
( 7 ) - مب : چون اشتياقشان .
( 8 ) - مب : نور گيرد ايزد .
( 9 ) - مب : ايشان .
( 10 ) - مب : شما را گواه مىگيرم كى من بايشان .
( 11 ) - مب : استاد بو على گويد در قول پيغامبر عليه السلام كى گفت .