اين تعزيتى است مشتاقانرا [ و ] معنيش آنست كه من ميدانم كه اشتياق شما به من بسيار است من وعدهء « 1 » نهادهام شما را و نزديكست كه شما بدان رسيد كه بدان مشتاقيد « 2 » .
خداوند « 3 » تعالى وحى فرستاد بداود عليه السّلام كه جوانان بنى اسرائيل را بگوى كه چرا خويشتن [ را ] به غير من مشغول داريد و من مشتاق شماام « 4 » [ اين جفا چيست « 5 » ] .
و هم حق عزّ اسمه « 6 » وحى فرستاد بداود عليه السّلام كه يا داود اگر بدانند [ آن گروه كه از من برگشتهاند چگونه منتظر ايشانم « 5 » ] و رفق من با ايشان « 7 » [ و شوق من به ترك معصيت ايشان « 5 » ] همه از شوق بميرندى و اندامهاى ايشان از دوستى من پارهپاره گرددى ، يا داود اين ارادت من است اندر آن كس كه از من برگشته باشد ، اندر آن كس كه مرا جويد و مرا خواهد ارادت چون بود « 8 » .
و گويند اندر تورية [ نبشته ] است كه بآرزو آورديم « 9 » شما را و آرزومند نگشتيد [ و بترسانيديم شما را و نترسيديد و نوحهگرى كرديم شما را و نوحه نكرديد « 5 » ] .
از استاد ابو على شنيدم [ رحمه اللّه ] كه [ گفت ] شعيب عليه السّلام
هامش
( 1 ) - مب : اشتياق شما مىدانم و من اجل .
( 2 ) - اصل : ديدار شما زود باشد رسيدن شما بدان مشتاقيد به دو . مبهم است ظاهرا سقطى دارد .
( 3 ) - مب : و حق .
( 4 ) - مب : به كسى ديگر مشغول مىكنيد و من بشما مشتاقم .
( 5 ) - مب : ندارد .
( 6 ) - مب : و حق تعالى .
( 7 ) - مب : كى چگونه رفق من با ايشان است .
( 8 ) - مب : اين ارادت من است بر مدبر بنگر كى ارادت من بر مقبلان چون باشد . اين روايت در « مب » بر روايت سابق مقدم است . اصل : مطابق متن عربى است .
( 9 ) - مب : آرزومندى آوردم .