پوشيده پس از آنك رنجها ديده باشند و مجاهدتهاى بسيار كشيده « 1 » تا بمقام ولايت رسيده باشند « 2 » .
از ابو يزيد بسطامى حكايت كنند كه گفت اولياء خداى [ تعالى ] عروسان خداى باشند [ عزّ و جلّ « 3 » ] و عروسان نبينند مگر محرمان « 4 » و ايشان نزديك او باشند پوشيده ، اندر حجلهاء انس ، ايشانرا نه اندر دنيا بينند و نه در آخرت .
از ابو بكر صيدلانى شنيدم رحمه اللّه كه مردى « 5 » بود بصلاح گفت [ وقتى لوح « 3 » ] سر گور ابو بكر طمستانى نيكو مىكردم و نام او را در آنجا « 6 » مىكندم و هر بارى [ از سر گورش ] بركندندى و ببردندى و از هيچ گور [ ديگر ] بنبردندى و من [ عجب ] بماندم ، استاد ابو على دقّاق را [ از آن حال ] پرسيدم گفت اين پير پنهانى اندر دنيا اختيار كرده بود و تو ميخواهى كه ويرا بلوح مشهور گردانى « 7 » و حقّ تعالى نمىخواهد مگر آنك گور او پنهان باشد [ همچنانك او خواست كه در ميان مردمان پوشيده بود « 3 » ] .
ابو عثمان مغربى گويد ولى مشهور بود و ليكن مفتون نبود .
هامش
( 1 ) - مب : ديده .
( 2 ) - متن عربى : هم عبادتسر باوا بالانس بعد المكابدة و اعتنقوا الروح بعد المجاهدة بوصولهم الى فضاء الولاية . ( چاپ مصر ، شرح زكريا : مقام الولاية ) ايشان بندگانى هستند كه پس از رنج بسيار جامهء انس پوشيدهاند و بسبب رسيدن بفضاء ولايت دست در گردن آسايش آوردهاند . هر دو ترجمه نادرست است .
( 3 ) - مب : ندارد .
( 4 ) - مب : جز بمحرمان نبينند . خلاف متن عربى است .
( 5 ) - اصل : و مردى .
( 6 ) - مب : و نام وى بر آنجا . متن عربى اضافه دارد : فى مقبرة الحيرة . در گورستان حيره .
( 7 ) - مب : آن پير در دنيا پنهان بود تو مىخواهى كى او را بر لوح آشكارا كنى .