تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
و گروهى [ از ايشان ] گفته‌اند روا بود كه ولى داند كه او وليست و از شرط تحقيق ولايت نيست اندر حال ، وفاء در مآل « 1 » پس اگر [ اين « 2 » ] شرط بود روا بود كه حق او را تخصيص كند بكرامتى كه آن تعريفى بود از حق تعالى او را بر آنك عاقبت او نيك خواهد بود از بهر آنك گفته‌اند ايمان « 3 » بكرامات اوليا واجبست . و ولى اگرچه خوف عاقبت از وى برخيزد آنچه او در آنست « 4 » از هيبت و تعظيم و اجلال [ حقّ سبحانه و تعالى « 2 » ] در حال سختر و تمامتر [ باشد ] زيرا كه اندكى از تعظيم و هيبت او را چنان شكسته‌اند كه بسيارى از خوف نكند « 5 » و چون رسول صلّى اللّه عليه و سلّم « 6 » گفت كه عشرة فى الجنّة ده كس از اصحاب من در بهشت خواهند بود اين ده‌گانه ، لامحاله او را راست‌گوى دانستند « 7 » و سلامت عاقبت خويش بشناختند و آن در حال ايشان هيچ نقصان پيدا نياورد « 8 » زيرا كه شرط صحّت معرفت بنبوّت ، ايستادن بود بر حدّ معجزه و علم حقيقت كرامات ازين جمله بود « 9 » و اگر چنان بود كه چيزى بيند از جملهء كرامات ، نتواند تا جدا باز نكند ميان
هامش
( 1 ) - مب : و در شرط ولايت نيست در حال ، وفا با مآل . ( 2 ) - مب : ندارد . ( 3 ) - مب : كى آن ولى را مخصوص گردانيد بكرامتى و آن تعريف حق را سبحانه و تعالى كى او مأمون العاقبه بود چه قول . ( 4 ) - مب : آنچ وى بر آنست . ( 5 ) - مب : باشد از بسيارى خوف . ( 6 ) - مب : عليه السلام . ( 7 ) - مب : ده تن را نام برد از اصحاب خويش كى به بهشت روند لابد كه اين ده تن رسول را عليه السلام باور داشتند . ( 8 ) - مب : بدانستند پس آن هيچ قدح نكرد در كار ايشان . ( 9 ) - اصل : و آن در جملهء علم درآيد كه بحقيقت كرامات . غلط است .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 429 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر