تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
و گفته‌اند خلق آنست كه هرچه فرا تو رسد از جفاء خلقان همه فراپذيرى و قضاء حق را گردن نهى ، هيچ ناشكيبائى و بىآرامى نكنى . گويند ابو ذر در حوض شده بود و اشتر را آب مىداد ، گروهى مردمان بر وى شتاب كردند ، حوض بشكست و ابو ذر بنشست و آنگاه بخفت گفتند اين چيست گفت پيغامبر عليه الصّلوة و السّلام ما را چنين فرموده است كچون يكى را از شما خشم برآيد گو بنشين تا خشم وى بشود و اگر نشود گو بخسب « 1 » ] . [ و گويند در انجيل نبشته است كه بندهء من مرا ياد كن بوقت خشم تا ترا ياد كنم در وقت خشنودى ] . گويند زنى به مالك دينار « 2 » گفت اى مرائى گفت اى زن باز يافتى آن نام كه اهل بصره فراموش كرده بودند « 3 » . لقمان حكيم پسر را گفت سه چيز اندر سه جايگاه « 4 » بتوان دانست حليم « 5 » را اندر وقت خشم و مرد را اندر جنگ و دوست و برادر را بوقت حاجت « 6 » . موسى عليه السّلام گفت يا رب زبان خلق از من بازدار . خداى عزّ و جلّ « 7 » وحى فرستاد كه « 8 » زبان خلق از خويشتن بازندارم از تو كى بازدارم . [ يحيى بن زياد الحارثى غلامى داشت بد ، ويرا گفتند چرا دارى اين غلام گفت تا بر وى حلم فرا آموزم .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد . ( 2 ) - مب : مالك دينار را . ( 3 ) - مب : گفت نام من اهل بصره گم كرده بودند تو باز يافتى . ( 4 ) - مب : سه چيز را در سه موضع . ( 5 ) - اصل : حكيم . مب : مطابق متن عربى است . ( 6 ) - مب : و برادر را در وقت حاجت و مردانرا در وقت جنگ . اصل : مطابق متن عربى است . ( 7 ) - مب : حق تعالى . ( 8 ) - مب : وحى فرستاد و گفت .