خلافت امير المؤمنين المعتمد على اللّه احمد بن المتوكّل بيست و سه سال « 1 »
1 پس از مهتدى معتمد گشت شاه * درآورد ملك جهان در پناه
شهى بَر منش بود و نيكو نهاد * شجاع و هنرپرور و گرد و راد
به چهره نكو صورت و پرشكوه * به مايه هنرمند و دانشپژوه
در ايّام آن شاه نيكوگمان * غلوىِ غلامان نبودى چنان
5 خلافت رواجى دگر يافت زو * همه كارها شد به عهدش نكو
برادرش طلحه يلِ نامدار * امير حرّمين شد و آن ديار
موفّق لقب يافت در مهترى * بر او بُد بناكارِ آن سرورى
به موسىِّ ابن بوقا مصر و شام * سپرد آن جهاندار و مغرب تمام
عبيد اللّه فتح خاقان همان * به بغداد شد پيشوا آن زمان
10 خليفه پسر داشت جعفر به نام * ولىعهد خود كرد و قائممقام
مفوّض الى اللّه كردش خطاب * به ديدار او بُد دلش كامياب
پس از وى موفّق ولىعهد بود * ولى پيش از او بخت هردو غنود
وفات امام معصوم حسن عسكرى ، رضى اللّه عنه
چو شصت و دو صد سال تاريخ گشت * امام گزين عسكرى درگذشت
به آدينه هشتم ز ماه سئم * به جنّت نهاد از زمانه قدم
15 به سامره پيش پدرش آن زمان * به خاكش سپردند آن مردمان « 2 »
هامش
( 1 ) سب : عنوان اوّل ناخواناست .
( 2 ) ( ب 15 ) ( دوم ) . در اصل : آن زمان .