برهنه بيفتاد بر خاك خوار * بناليد در داور كردگار
كه : « اى آنكه مُلكت نيابد « 1 » زوال * ببخشا بر آن كش بشد ملك و مال »
در اين حالت ايتاخ « 2 » شد پيش او * نظر كرد از خشم « 3 » واثق در او
بترسيد ايتاخ « 4 » از وى چنان * كه افتاد و تيغش شكست اندران
145 همان لحظه واثق « 5 » شد اندر نهان * كشيدند چادر به رويش مهان
بشد موسى « 6 » و خشم او را بخورد * در اين كار بيننده را بند كرد
كه خشمى كه ايتاخى « 7 » از وى چنان * بترسيد موسى خورد در زمان
چه نازيم چندين به مردى خود * نياريم خود ياد از اين روز بد
چو حال شهان اينچنين است ما * چه خواهيم ديدن در اين سخت جا
150 خدايا به فضلت در آن جايگاه * به معنى و صورت تو دارى نگاه
چل و دو بدى عمر آن پادشاه * و از آن شش شده سال الّا سه ماه
پسر پنج و دختر دو آمد از او * همين بود احوال آن نامجو
ز عمر و ز دولت اگر چند كام * نبودش به نيكى از او ماند نام
هامش
( 1 ) ( ب 142 ) . در اصل : نبايذ .
( 2 ) ( ب 143 ) . در اصل و سب : اننانح .
( 3 ) ( ب 143 ) ( دوم ) . در اصل : حشم .
( 4 ) ( ب 144 ) . در اصل و سب : اننانح .
( 5 ) ( ب 145 ) . سب : وانق .
( 6 ) ( ب 146 ) . موسى : محمد بن موسى خوارزمى مجوسى . ( ترجمهء تاريخ طبرى ، ج 14 ، ص 5993 ) .
( 7 ) ( ب 147 ) . در اصل : حشمى كه اينانحى ؛ سب : اننانحى