تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣

خلافت امير المؤمنين الهادى باللّه موسى بن المهدى يك سال و سه ماه « 1 »

1 به بغداد چون آمد اين آگهى * كزان پيشوا گشت گيتى تهى ربيع ابن يونس در او آن زمان * ستد بيعت هادى از مردمان سران مال بيعت از او خواستند * نبودش بر آن فتنه برخاستند كه از خيزران « 2 » مام هادى درم * ستانند « 2 » از روى جور و ستم 5 در اين حال هارون بدان‌جا رسيد * ز دانش مر آن فتنه را آرميد پذيرفت يك سال و نيمه درم * بديشان رساند ز بيش و ز كم وزان پس به پيش برادر چو گرد * فرستاد و ز اين كارش آگاه كرد به نامه عزاى پدر باز داد * به كار مهى تهنيت كرد ياد به بغداد خواندش ز ملك طبر * بشد زود هادى از آن بوم و بر « 3 » 10 به بغداد آمد پس از بيست روز * وزو گشت كار مهى دلفروز به جاى پدر شد شبان رمه * شدندش سران زيردستان همه ربيع ابن يونس شد او را وزير * چو خالد وكيل درش ناگزير « 4 » همه مغرب و مصر و اقليم شام * به هارون سپرد آنچه بودى تمام يمن با حرّمين به عمّر سپرد * كه فاروق بد جدّ آن مرد گُرد 15 عمر داشت اندر مدينه نشست * از او حكم كردى به هر بوم و رست « 5 »
هامش
( 1 ) ( سب ) : عنوان ندارد . ( 2 ) ( ب 4 ) . در اصل : خيرران ؛ ( دوم ) : ظاهرا : ستانيد ؛ سب : حيرران ؟ ؟ ؟ . ( 3 ) ( ب 9 ) ( دوم ) . سب : هادى از آنجا بدر . ( 4 ) ( ب 12 ) ( دوم ) . سب : وكيل در آن وزير . ( 5 ) ( ب 15 ) ( دوم ) . سب : به هر بوم و دشت .