تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١

خلافت امير المؤمنين المهدى باللّه محمّد بن عبد اللّه المنصور ده سال و يك ماه « 1 »

1 ز گيتى چو منصور بر بست رخت * به مهدى سپردند ديهيم و تخت به مكّه به نزديك ركن و مقام * بر او رفت بيعت ز مردم تمام نبود اين شرف هيچ‌كس را دگر * كه بيعت كنندش بدان جاى در به دشت « 2 » خلافت چو پا بر نهاد * جهانى ز كردار خود كرد شاد 5 هر آن چيز منصور ناحق ستد * به حق باز دادش ز روى خرد رها كرد زندانيان را ز بند * مگر اين سه بدبخت ناسودمند كه دزدى و خون كرده بود و زنا * نبودى روا گر شدندى رها بر ايشان به حكم خدا كردكار * شدندش از اين مؤمنان دوستدار پس آن‌گاه سرلشكر و مرزبان * بدل شد به فرمان او در جهان 10 حميد از خراسان كرانه گزيد * ابو عون « 3 » مروى بدان‌جا كشيد سوى سند شد حمزهء نامور * كه بودى ز مالك مر او را گهر سوى ماورا النّهر جبريل رفت * به ميرى بدان ملك تازيد « 4 » تفت ز مصر و ز مغرب ز روم و ز شام * برادرش جعفر از آن يافت كام
هامش
( 1 ) ( سب ) : عنوان ندارد . ( 2 ) ( ب 4 ) . در اصل و سب : بدست . ( 3 ) ( ب 10 ) . در اصل : ابو عون مردى . ظاهرا مراد از اين « ابو عون » ، عبد الملك ابن يزيد خراسانى يكى از سرداران نهضت عبّاسيه است . كه شايد كلمهء « مروى » بنا به سهو كاتب « مردى » كتابت شده باشد . ( نك لغت‌نامهء دهخدا ، ذيل ابو عون ، عبد الملك ابن يزيد خراسانى . ) ( 4 ) ( ب 12 ) ( دوم ) . در اصل : يازيد . ظاهرا منظور جبرئيل بن يحيى از رجال دربار مهدى خليفه عبّاسى است كه به جنگ مقنّع فرستاده شد . ( نك . لغت‌نامهء دهخدا ، ذيل : جبرئيل [ شيخ . . . ] ) .