تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
مرا گفت آهو ندانم درو * ولى نيست محبوب دلها به خو در اين خويش را كرده‌ام زشت‌نام * كه تا نيك گويد تو را خاص و عام گرفتم ز هركس به جور و ستم * زر و ملك و اسباب از بيش و كم جدا در خزانه نگه داشتم * پشيزى از آن خوار نگذاشتم 855 تو بعد از من آن جمله ده بازِ جا * كه تا دوست دارند مردم تو را سخن هرچه گفتم بر آن كار بند * كه باشى به هر دو سرا سودمند »

وفات منصور خليفه ، رحمه اللّه « 1 »

از آن پس روان شد به سوى حجاز * چو آمد به نزديك مكّه فراز بر چاه ميمون به ديگر سرا * ز درد شكم رفت آن پادشا ششم روز ماه پسين روزگار * برآورد از آن شاه دانا دمار 860 ز هجرت به صد سال و پنجاه « 2 » و هشت * رسيده مر آن پادشا درگذشت بُدش مدت عمر شصت و سه سال * از آن بيست و دو خسروى بىهمال ده و يك پسر داشت آن پادشا * يكى ماند دختر از آن شه به‌جا نبيره‌ش موسى به پيش نيا * بُد آن وقت كوشد به ديگر سرا پدر را به نُه روز آگاه كرد * كه جدّ از شهى دست كوتاه كرد 865 بر او چون زمانه سرآورد دم * ببردند شخصش « 3 » به سوى حرم به خاكش سپردند آن جايگاه * تو گفتى نبوده‌ست آن پادشاه چنين است كار جهان بىگمان * نخواهيم جَستن كسى از زمان اگر چند سخت است مردن عظيم * دل از بيم آن حال گردد دو نيم بتر آن‌كه كس ز آن سرى نيك و بد * ندانيم تا چون شود حال خود 870 خنك آن‌كه باشد ورا آن سرى « 4 » * ز لطف خدايى به نيك‌اخترى خدايا از آن زمره گردان مرا * به حقّ خودىّ خودت اى خدا
هامش
( 1 ) ( عنوان ) . در اصل : رحمة اللّه . ( 2 ) ( ب 860 ) . بصذ سال نجاه . ( 3 ) ( ب 865 ) . شخص - كالبد ، جسد . ( 4 ) ( ب 870 ) . ز آن سرى - از آن دنيا .