تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
675 چو آمد به نزديكش و بود آب * طلب كرد يارانش را در شتاب برفتند و گشتند سيراب از آن * بكردند پُر مشكها بعد از آن رميده شتر آمدند باز پس * ابى آن‌كه اندر پيش رفت كس چو آگاهى آمد سوى هجر از اين * ز مرتد بسى زين پذيرفت دين برفتند نزديك اسلاميان * ببستند بر جنگ مرتد ميان 680 چو در هجر مرتد بُدى بىپناه * فروبرد خندق ز بيم سپاه علا حضرمى داد آن را حصار * دو رويه يكى ماه بُد كارزار ز هم هردو لشكر به روزى دو بار « 1 » * همى جنگ جستند پيش حصار نيامد به يك رو از ايشان شكن * ستوه آمدند از دو رو انجمن يكى روز از آن شهر آمد خروش * ز نزديك مرتد ز ناز و ز نوش « 2 » 685 پژوهش نمودند كس ز آن خبر * ندانست دادن به اسلام در ز انصار مردى « 3 » در او داشت خال * برفت و ازو باز پرسيد حال نمود آن‌كه دارد ملالت ز دين * كه خالش بَر او مهربان شد از اين به دو گفت خال وى : « اكنون حطيم « 4 » * سپه را كشيده‌ست خوانى عظيم « 5 » از آن است اين نعره و هاىوهو * كه اين قوم هستند مهمان او » 690 بشد مرد انصارى و ديدشان * ز مستى شده جمله چون بيهشان به پيش علاحضرمى شد چو باد * بر او كار آن مردمان كرد ياد چو شد چون « 6 » دل مرتدان روى شب * علا حضرمى كرد عزمِ شغب به رسم شبيخون سپه برد خوار * برآمد ز مرتد ز كارش دمار بسى كس از آن خيره‌كاران نماند * كه منشور تيغ نبردش نخواند 695 همى خواست كز وى گريزد حطيم * نماندش خدا كارساز عظيم چو شد تا كه بر اسپ گردد سوار * ركابش گسست و بيفتاد خوار
هامش
( 1 ) ( ب 682 ) . در اصل : به روى دو بار . ( 2 ) ( ب 684 ) . در اصل : زنا و ز نوش . ( 3 ) ( ب 686 ) . منظور ، عبد اللّه بن حذف است . ( 4 ) ( ب 688 ) . « منظور ، حطم بن ضبيعة » است . در اصل : در تمام ابيات « حطيم » آمده است . ( 5 ) ( ب 688 ) . در اصل : حوانى عظيم . ( 6 ) ( ب 692 ) . در اصل : جو شذ حون .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 35 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى