به هردو حَرم كرد مسجد فراخ * اضافت بر آن كرد بسيار كاخ « 1 »
عمارات آن كرد عالى چنان * كه طعنه زِ خوبى زدى بَر جنان
15 مصانع « 2 » فراوان به راهِ حجاز * به هرجا كه بُد باديه داد ساز
يكى جامع اندر دمشق آن زمان * برآورد كز وى خجل شد جنان
تكلّف در او كرد چندان پديد * كه شرحش نشايد نكو گستريد « 3 »
جز آلت كه شاهانِ سَر حدّنشين * فرستاد از آن چيز بودى گزين
بَر او خرج ششصد تُمن از طلا * بُدى صرف كرده « 4 » مَر آن پادشا
20 هم اندر دمشق آن گُزين پادشا * به دار الضّيافه به دار الشّفا
دو بنياد خرّم برآورد زود * كسى پيش از او آن نفرموده بود
پس آنگاه هركو بُدى كاردار * به حُكمش گرفتند دورى زِ كار
مگر ماند حجّاج را برقرار * دگر هركه بودى بَدَل شد به كار
فتح قسطنطنيه به سعى مسلمة بن عبد الملك « 5 »
برادرش شاهِ جهان مسلمه * كه خواندى جراد اصفر « 6 » او را رمه
25 كه چهرهش بُدى زرد و جثّه نزار « 7 » * بدين نام از آنرو شدش اشتهار
و ليكن به تن بود پُر پهلوان * نبودى كسى همچو او از گوان
بفرمود تا با سپاهى گران * سوى روم شد جنگ كرد اندر آن
از آن پس كه پيكار بسيار كرد * عزيزان آن ملك را خوار كرد
هامش
( 1 ) ( ب 13 ) . وليد ، عمر بن عبد العزيز را به مدينه فرستاد ، تا موضعى چند در حوالى مسجد رسول ( ص ) بخريد و اضافت مسجد گردانيد و در مسجد الحرام مكّه ستونهاى سنگين نشاند و از شام بدانجا نقل كرد و سقوفش از ساج ساخت . ( تاريخ گزيده 278 ) .
( 2 ) ( ب 15 ) . مصانع - ديهها ، قرى ، قلعهها ، قصرها . ( فرهنگ فارسى معين )
( 3 ) ( ب 17 - 16 ) . در دمشق جامعى ساخت كه مثل آن كس نساخت و در جهان مشهور است . در كتاب استظهار آمده است كه اگر كاتبى جَلد وصف آن نويسد ، به يك ماه تمام نتواند نوشت . ( تاريخ گزيده 278 ) .
( 4 ) ( ب 19 ) . در اصل : بذى حرف كرده .
( 5 ) عنوان . در اصل : بسعى مسلم عبد الملك .
( 6 ) ( ب 24 ) . در اصل : حراد اصفر .
( 7 ) ( ب 25 ) . در اصل : رزد و خته برار .