تبه گشت ورقاى عتّاب خوار * برآورد از آن گشن لشكر دمار « 1 »
به راه عبد رحمن اشعث سپاه * به كوفه رسانيد از آن رزمگاه
چنين گفت حجّاج ك : « اى مردمان * عِتاب خدايى است اين بىگمان
كه با اهلِ بيتِ نبى بىوفا * بُديد اين شكست است آن را جَزا
820 نه اين مايه گر صد هزاران هزار * بپوييد ، گرديد در جنگ خوار
كه نصرت زِ فرّ خدايى بود * نه از شيوهء بىوفايى بود »
حربِ سپاه شام با شيث و انجام كارِ او
پس از شام « 2 » لشكر به كوفه رسيد * چو احوالشان شيث جنگى شنيد
عراقى بزرگانش گفتند از اين : * « چو چندان سپه را شكستى به كين
چه سَنجند خود پيش تو اين سپاه * به كوفه شو از شاميان رزمخواه »
825 بخورد اين دَم آن جنگجو و ز باد * به پيكارشان رو به كوفه نهاد
گمانش چنان بود حجّاج ازو * نجويد نبرد و شود راهجو
چو نزديكى كوفه آمد زِ راه * بپيچيد ازو رو عراقى سپاه
به نزديك حجّاج رفتند زود * به پيكار حجّاج تيزى نمود
بفرمود تا حارثِ « 3 » نامور * كه بود از مغيره مَر او را گهر
830 روان گشت با لشكرى شيرخو * ز شيث و خوارج شدند جنگجو
اگرچه زِ شيث و خوارج فزون * بُدند غرقه گشتند در بَحرِ خون
تنى چند از آن قومِ بىپا و پَر * نهادند نزديك حجّاج سر
به پى بر خوارج به نزديكِ شهر * رسيدند و از جنگشان بود بَهر
مجالِ شبيخون نديدند شب * كه حجّاج غافل نبود « 4 » از شغب
835 به شبگير صفها بياراستند * به پيكار يك بار برخاستند
هامش
( 1 ) ( ب 816 ) . يكى از مردم بنى تغلب به نام عامر پسر عمرو ، به دو حمله برد و با نيزه بزد كه بيفتاد .
( 2 ) ( ب 822 ) . در اصل : بس از سام . در تمام ابيات ( شبيب ) ، شيث و شيت آمده كه به جهت رعايت وزن تصحيح نشد .
« شبيب بن يزيد بن نعيم الشيبانى » .
( 3 ) ( ب 829 ) . احتمالا منظور حارث بن معاوية الثقفى و يا عروة بن مغيرة بن شعبه است .
( 4 ) ( ب 834 ) . در اصل : عافل ؟ ؟ ؟ نبوذ .