به تجهيز و تكفين سپردند به خاك * ولى ديگران را بماندند پاك
صد و چل شمر بودشان سربهسر * فگندند بماندند سه روز دگر
كه تا مردم غاضريه به خاك * اجازت گرفتند « 1 » سپردند پاك
سپاه يزيدى پس از كارزار * سوى شهر كوفه شدند بادْوار
مراجعت سپاه با كوفه و مناظرهء عبيد اللّه « 2 » با اهل بيت
360 شده اهل بيتِ پيمبر اسير * برهنه بَر اشتر « 3 » روان خيره خير
برِ خويششان راه ابن زياد * به قصر الاماره درون بار داد
چنين گفت : « يزدان سپاسم « 4 » كه كار * به كام دلم گشت و بدخواه خوار »
چنين پاسخش داد دُختِ على * لقب امّ كلثوم از پُردلى :
« سپاس ايزدى را كه ما را در اين * به جدّم به اسلام كرد او گزين
365 بدانديش را كرد بدنام و خوار * از اين بد به گيتى و روزِ شمار »
عبيد اللّهاش گفت : « قدرِ شما * اگر ز آنكه بودى به پيشِ خدا
نكردى گرفتارتان اينچنين * شما را بُدى دست در روزِ كين »
به دو گفت : « يزدان در اين راز داشت * به ما بر شما را از آن برگماشت
كه ما را ثواب و شما را عِقاب * رساند از اين كار روزِ حساب »
370 دژم شد عبيد اللّه از گفتِ او * روان خواستى كرد خونش به جو
عمر گفت بر دست گفت زنان * نه شايد گرفت و نه رنجيد از آن
عدو خواست كز كينِ آن پاكتن * به جان على اصغر « 5 » آرد شكن
بَر او بَر دُژآگاه را « 6 » برگماشت * زِ مهرش به كين عمّهاش سرفراشت
بشد زينب از تخمهء مرتضى * بِبر اندر آورد شخصِ ورا
هامش
( 1 ) ( ب 358 ) . در اصل : مردم عاجر ؟ ؟ ؟ . مصراع دوم ، در اصل : اجارت كرفتند .
( 2 ) عنوان . در اصل : مناظره عبد اللّه .
( 3 ) ( ب 360 ) . در اصل : برهنه بر استر .
( 4 ) ( ب 362 ) . در اصل : يزدان شاسم .
( 5 ) ( ب 372 ) . در اصل : على اصغرش . : على بن حسين بن على بن ابى طالب ، زين العابدين .
( 6 ) ( ب 373 ) . در اصل : در آكاه را . دُژآگاه - بدانديش ، بدخوى ، خشمگين ، ظالم ، بىرحم . ( فرهنگ فارسى معين )