تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤

حليهء مرتضى على ، كرّم اللّه وجهه

كنون حليه‌اش بايدم شرح داد * كه چون بود در شكل آن پاكزاد 1235 به بالا ميانه بُد آن نامور * به رو سرخ چهره به خوبى چو خور به تن سخت فربه شكم پُر بزرگ * دو چشمش پُر از خون و بينى سترگ « 1 » كشيده موى روى و خرماىگون * دو بازو به كردار سيمين ستون بَر و سينه‌اش پهن و گردن ستبر * به قوّت ، چو روباه پيشش هزبر ميانِ سرش اصلع و مو دراز * ز كَستى دو گيسو از آن داد ساز 1240 به گفتار شيرين به كردار خوب * جدا از بدى و بَرى از عيوب فتادى به دل گه گهى با مزاح * به جدّ يافتى زو جهانى فلاح از او نآمدى كار جز راستى * كه بودى به دل دشمنِ كاستى به مردى چنو كس ز نسلِ بشر * نه آمد ، نه آيد به گيتى دگر ز علم و ز زهد و ز لطف و عطا * ز هركس فزون داده بهرش خدا 1245 بَر او هرزمان صدهزار آفرين * ز ما تن به تن باد تا روزِ دين

ذكر ازواج و اولاده ، رضى اللّه عنهم

ز ازواج و اولاد آن نامور * كنون داد خواهم به خوبى خبر بُد او كرده نُه زن ، مهين فاطمه * كه بودش پدر پيشواى رمه امامه « 2 » كه زينب بُدى مادرش * ز بو العاص فرخنده بُد گوهرش به حكم وصيّت پس از خاله ، گشت * زن مرتضى و به عهدش گذشت 1250 دگر خوله بودى حنيفى « 3 » گهر * چو ليلى كه مسعود بودش پدر چو اسماء بنت العميس « 4 » آن‌كه او * از او پيشتر داشت بو بكر شو
هامش
( 1 ) ( ب 1237 ) . در اصل : مؤ روى و خرما و كون . ( 2 ) ( ب 1248 ) . : امامه بنت أبو العاص بن ربيع . ( 3 ) ( ب 1250 ) . : خوله بنت جعفر بن قيس حنفيه . مصراع دوّم : ليلى بنت مسعود بن خالد . ( 4 ) ( ب 1251 ) . : اسماء بنت عميس الخثعميه .