از اين پانزده ، چارده بُد به جا * بدانگه كه او شد به ديگر سرا
كه محسن به طفلى گذر كرده بود * به ديگر سرا رختِ جان برده بود
1265 دگر هجده دُخت فرخنده داشت « 1 » * كه هريك به پاكى همى سر فراشت
از ايشان دو از فاطمه زاده بود * پدرشان به عمزادگان داده بود
دو پور گزين جعفر پاكرا « 2 » * كه طيّار خواندى ورا مصطفى
وز اينروى خود را نَهد جعفرى * ز تخم پيمبر به نيك اخترى
ذكر قضاة و كتّاب و حجّابه ، رضى اللّه عنه
ز قضّاة و كتّاب و حجّاب او * كنم ياد اكنون به وجهى نكو
1270 شريح ابن كنديش « 3 » قاضى بُدى * كز او از دو رو خصم راضى بُدى
نَه هست و نه بود و نه باشد چنان * به نيكى دگر قاضى اندر جهان
ز هنگام عمّر قضا بُد ورا * چنين تا روان شد به ديگر سرا
به كوفه درون قرب هفتاد سال * نمىكرد جز شرع در هيچ حال
عبيد اللّه ابن ابو رافع « 4 » آن * كه بودى غلامِ رسول آن زمان
هامش
- شدند .
عثمان و جعفر ، نام مادر ، امّ البنين بنت حزام كه با حسين ( ع ) در كربلا كشته شدند .
مصراع دوم : عون و يحى ، نام مادر ، اسماء بنت عميس .
( 1 ) ( ب 1265 ) . نام دختران على ( ع ) : زينب كبرى و امّ كلثوم كبرى از فاطمه دختر پيامبر ( ص ) . رقيه ، مادرش امّ حبيب بنت ربيعه ، امّ حسن و رمله كبرى مادرش امّ سعيد بنت عروة بن مسعود ثقفى ، و هم از زنان مختلف دخترانى كه نام مادرانشان را نگفتهاند . از جمله : امّ هانى ، ميمونه ، زينب صغرى ، رمله صغرى ، امّ كلثوم صغرى ، فاطمه ، امامه ، خديجه ، امّ كرام ، امّ سلمه ، امّ جعفر ، جمانه ، نفيسه . ( طبرى 6 / 2696 )
( 2 ) ( ب 1267 ) . امّ كلثوم را به عمر خطاب داد . زيد بن عمر از او متولد شد . بعد از آن او را به عون بن جعفر داد . بعد از عون ، محمد بن جعفر او را بخواست و دخترى از او ، بثينه نام متولد شد . بعد از محمد بن جعفر ، عبد اللّه بن جعفر او را بخواست . امّا زينب ، عبد اللّه بن جعفر او را بخواست و در خانهء او وفات كرد . على بن عبد اللّه و عون بن عبد اللّه از او متولّد شدند ، و در پانويس تاريخ گزيده آمده ، بعد از او به محمّد بن جعفر بن طيار داد و بعد ازو برادرش عون بن جعفر طيار و زينب را به عبد اللّه بن جعفر طيار داد . ( تاريخ گزيده 198 )
( 3 ) ( ب 1270 ) . در اصل : شريح ابن كندبش : « شريح بن حارث كندى » مصراع دوم : در اصل : كرو از دو رو .
( 4 ) ( ب 1274 ) . دربارهء نام ابى رافع اختلاف هست كه نامش ابراهيم بود ، به قولى اسلم و به قولى سنان و به قولى