تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
چنين گفت : « چه خون عثمان رها * كنم زين سخن باد دورى مرا ! به يزدان كه تا كين آن نامدار * نخواهم ، نگيرم به گيتى قرار » بگفتند : « آرى در اين كين به خود * غلط نيستى اى گو پرخِرد كه جوياى مُلكى نه جوياى كين * بهانه نيابى نكوتر از اين 695 به يزدان اگر بودى عثمان به جا * وز اين كار معزول كردى ترا نبودى ز تو دشمنش سخت‌تر * بَرانديش و زين فتنه اندر گذر نه هركو تمنّاى كارى كند * بر آن دست يابد دلش نشكند وگر نيز دستت دهد اين‌چنين * همه كس نكوهش كنندت بَر اين ( 292 ) كه از بهر دنيى ز ديگر سرا * ببّرى ز حكم رسول و خدا 700 وگر خود بر اين دست نبود ترا * شوى سخت رسوا در اين ماجرا نه دنيا نه عُقبات باشد به جنگ * شود خيره نامت بَدَل زين به ننگ » بر ايشان معاويه زد بانگ از اين * كه : « پاسخ مجوييد جز تيغِ كين »

حرب صفين ميان مرتضى على ، رضى اللّه عنه ، و معاويه

به پيش على آمدند آن سران * على كرد انديشه چندى در آن كه گر آن سپه را به يك ره به جنگ * درآرد بر ايشان شود كار تنگ 705 از اين‌رو سپه را به هفت بخش كرد * كه هرروز يك بخش جويد نبرد يكى مير بر هريكى برگماشت * كه در جنگشان از عدو گوش داشت يكى مالكِ اشتر نامور * دگر حجر عدّى طايى گُهر گزين شبث بن ربعرى « 1 » بُد دگر * چو خالد كه بودش معمّر پدر به پنجم زياد ابن نضر « 2 » دلير * ششم قيس بن سعد آن مرد شير 710 به هفتم معاويهء پاكزاد * كه بود از رياحى « 3 » مَر او را نژاد معاويّه و لشكر مؤمنان * هميدون ببستند در كين ميان
هامش
( 1 ) ( ب 708 ) . در اصل : كرين شيث ؟ ؟ ؟ بن ربعرى ؟ ؟ ؟ . « شبث بن ربعى » . ( 2 ) ( ب 709 ) . در اصل : زياد بن نصر . ( 3 ) ( ب 710 ) . منظور « معقل بن قيس رياحى » مصراع دوم : در اصل : كه بود از زباحى .