خلافت امير المؤمنين عمر خطّاب ، رضى اللّه عنه ، ده سال و نيم
فرازندهء كارِ ناموسِ دين * گدازندهء دشمن از روى كين
رسانندهء دين به شرق و به غرب * نشانندهء كفر از جنگ و حرب
برافراخته كار اسلام را * برانداخته نامِ اصنام را
نگفته در اسلام جز حق سَخُن * نبوده كسى را بَر او دق زِ بُن
5 مكانِ بزرگى و مردى و فرّ * روانِ دليرى و زور و هنر
جهانِ مسلمانى و جانِ داد * كز او دين قوى گشت و كفر اوفتاد
سپهر شكوه و صلابت عمّر * كه بود از بنى عدّى او را گهر
پدر نام خطّاب و او را عمّر « 1 » * نفيل و نيا عبد عزى شمر
ز قرط آمده او و قرط از رباح * رباح « 2 » است و عبد اللّه ابن رزاح « 3 »
10 رزاح « 4 » است از عدّى كو اصلشان * در آن تخمه آمد از اين نسلشان
بود عدّى را كعب فرّخ پدر * بدينجا رسد تا خديو بشر
دهم باشد از كعب ، عمر نژاد * نبى را نسب زو نُهم اوفتاد
حنتمه بُدى مامِ عمّر همان * كه هاشم بودش « 5 » پدر بىگمان
هامش
( 1 ) ( ب 8 ) . طبرى 5 / 2031 ، نسب عمر را چنين آورده ، عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن رباح بن عبد اللّه بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب بن لوى . تاريخ گزيده : عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن قرط بن رياح بن عبد اللّه بن رزاح بن عدى آورده است .
( 2 ) ( ب 9 ) . در اصل : او و رفط ؟ ؟ ؟ از رياح .
( 3 ) ( ب 9 ) . در اصل : رياح است و عبد اللّه ابن رواح .
( 4 ) ( ب 10 ) . در اصل : رواح است .
( 5 ) ( ب 13 ) . در اصل : حسمه بدى نام عمر . مصراع دوم ، در اصل : هشام بوذش . « حنتمة بنت هاشم بن مغيرة بن