در نعت سيّد المرسلين و خاتم النبيّين ، محمّد المصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
چو آدم بيامد به روىِ زمى * پديد آمد از نسلِ او آدمى
شد از آدمى مؤمن اشرف به ذات * چو عابد ز مؤمن بِهْ اندر « 1 » صفات
ز عابد فزون گشت سالك به كار « 2 » * چو عارف ز سالك فزون در شمار
ز عارف درين راه و اصل بِهْ است * ز و اصل ولى در حقيقت مِه است
115 نبى گشت از اوليا بهترين * رسول از نبى شد به رُتبت گُزين « 3 »
اولوا العزم باز از رسل بهترست * براين جمله خاتم بحقّ مهترست
از آن شد گُزين از ميانِ همه * كز او سود گردد زيانِ همه
به ختم كمالات زى كردگار * يكى گشت از اين هر دو كَوْن اختيار
كه « لولاك » « 4 » بودش ز يزدان خطاب * بزرگىّ او درگذشت از حساب
120 بُدش « قابَ قَوْسَيْنِ » « 5 » فروتر مقام * ابو القاسم آن پيشواىِ انام
محمّد سزاوارِ حمد و ثنا * كه حمد و ثنا خواند او را خدا
رسولى كه بىآنكه گوييش نام * به نامِ خدا ، دين نگردد تمام
رسولى كه در معنى جان و دل * نبى بود و آدم هنوز آب و گِل
رسولى كه در قربتش با خدا * مَلَك درنگنجيدى و انبيا
125 رسولى بحقّ ، رحمتِ عالمين * حبيب خدا ، واضعِ كار دين
به ذات اشرف و اكمل كائنات * بيان عاجز از نعتِ او در صفات
سخنگو زبان شد همه جان و تن * به نعتش نديده مجال سخن
چه داند سخن نعتِ او گستريد * چو از مهرِ او حقّ سخن آفريد ( 4 )
هامش
( 1 ) ( ب 112 ) . در اصل : مؤمن نه اندر .
( 2 ) ( ب 113 ) . در اصل : كشت مالك نكار .
( 3 ) ( ب 115 ) . در اصل : شد بزينت كزين .
( 4 ) ( ب 119 ) . اشاره است به حديث « لولاك لما خلقت الافلاك » . از براى تفصيل بيشتر در اين باب نك . به احاديث مثنوى بديع الزّمان فروزانفر ، صفحات 172 و 203 .
( 5 ) ( ب 120 ) . قرآن كريم ، سورهء مباركهء نجم ( 53 ) / آيهء 9 .