تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
چگونه بميرد رسولِ خدا ؟ * به پيشِ خداوند شد مصطفى چنان هم كه موسى به پيش خدا * برفت و چلم روز شد بازِجا 8980 همان رفت عيسى به پيشِ إله * بر افلاك و آيد پس از چندگاه نبى همچنان رفت پيشِ خدا * بيايد پس از چندگه بازِجا » به مسجد چو بو بكر آمد فراز * بدانست خواهد سخن شد دراز چنين گفت ك « اى قوم اسلاميان * بدانيد يكباره مردم عيان كه آن‌كس كه بودى محمّدپرست « 1 » * ز دين بايدش اين زمان شُست دست 8985 كه چون ديگران مصطفى هم نماند * نبايد جزاين داستان نيز راند ولى هركه او داشت دينِ خدا * خدا هست و باشد هميشه به جا » عُمر را چنين گفت : « زى مصطفى * نه آيت فرستاد از اين در خدا : « 2 » تويى همچو ديگر رسل بىگمان * گذر نيست كس را ز كار زمان اگر كشته گردد نبى گر به مرگ * زمان را كند پيكرش ساز و برگ 8990 مپيچيدسر كس ز دين خدا * كه يزدان به‌هرحال باشد به‌جا » دگر گفت جايى دگر اين‌چنين : * « بميرى تو و ديگران همچنين » عمر گفت ك : « اى مهتر تيزوير « 3 » * ز من عذرِ گفتار من درپذير كه اين راست آيت نبودم به ياد * به يادم كنون لطف تو بازداد « 4 » » چو آن فتنه بنشست بو بكر زود * بَرِ مصطفى رفت و زارى نمود 8995 ردا از مبارك رخش برگرفت * ببوسيد رويش سخن درگرفت كه : « تو خود چشيدى كنون طعم مرگ * به ديگر سرا ساختى ساز و برگ بقاى ابد يافتى از لقا * مشرّف به تو گشت دارِ بقا ولى بعد ازاين زندگانىّ ما * بود تلخ بر فُرقت مصطفى »
هامش
( 1 ) ( ب 8983 تا بيت 8986 ) . « گفت : من كان يعبد محمّدا فإنّ محمّدا قد مات ، و من كان يعبد اللّه فإنّ اللّه حىّ لا يموت . گفت : هركى محمّد را مىپرستيد ، بدانيد كه محمّد مرد ، و هركى خداى محمّد مىپرستيد ، بدانيد كه خداى زندهء هميشه است . » ( ص 1114 ، 1115 ، سيرت رسول اللّه ، مصحّح دكتر اصغر مهدوى ) ؛ در اصل : ندانند . ( 2 ) ( ب 8988 ) . رجوع شود به قرآن كريم سورهء مباركهء آل عمران ، آيهء شريفهء 144 :« وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . . .الى آخر آيه » . ( 3 ) ( ب 8992 ) . تيزوير : تيزهوش ، هوشمند ، ذكىّ . ( 4 ) ( ب 8993 ) . در اصل : تو بار دارد .