در اينم ز انصاف پاسخ دهيد * براين كار بنياد فرّخ نهيد
چه بهتر از اينتان چو زين جايگاه * سوى خانه هركس سپاريد « 1 » راه
شما گشته همراه با مُصطفى * دگر مردمان همره چارپا
دگر آنكه آن قوم در دين هنوز * ز صدق روان نيستند دينفروز
7460 بدان مالشان مىكنم دلخوشى * كه بر دين نهند دل ازاين نيكوى
شماييد صادق در اسلام پاك * بدين نامتان خواند يزدان پاك
ازاين به چه خواهيد چيزى دگر * كه من با شما باشم و دادگر
به يزدان اگر اهل عالم تمام * به يك سو روند مرد و زن خاص و عام
به ديگر كران قوم انصاريان * به انصار ميلم بود زآن ميان »
7465 نبى چون ازاين در سخن ياد كرد * دل قوم انصار ازاين شاد كرد
خروشى برآمد ز انصاريان * به آواز گفتند يكسر چنان
كه : « ما را سر و مال و فرزند و زن * فداىِ تو بادا به هر انجمن
كهايم و چهايم اى رسُول خدا * كه بايد چنين گفت با ما ترا ؟ »
پيمبر برايشان و بر نسلشان * دعا كرد از اين دين و بر اصلشان
7470 از آن پس به مكّه روان شد به راه * در آن شهر رفت اين دلاور سپاه
نشست اندراو مصطفى چند روز * ز دولت شده كارِ دين دلفروز
در او قصر « 2 » كردى پيمبر نماز * به رسم سفر جمع مىداد ساز
در آن شهر عتّاب ابن أَسيد * به فرمان سيّد خلافت گزيد
معاذ « 3 » جبل را به نزديك او * رها كرد و شد مصطفى راهجو
7475 معاذ جبل اندرآن جايگاه * نمودى همى راه دين إله ( 158 )
اسلام عدىّ بن حاتم و قوم طىّ
به پيكار اعراب صحرانشين * كه كسشان نبودند پذرفته دين
هامش
( 1 ) ( ب 7457 ) . در اصل : سبارند .
( 2 ) ( ب 7472 ) . نماز قصر : نماز واجب كه مكلّف به سبب مسافرت بايد شكسته و كوتاه خواند ؛ صلاة مسافر ، نماز كوتاه ، نماز سفر ، صلاة القصر . ( فرهنگ فارسى معين ) .
( 3 ) ( ب 7474 ) . در اصل : معاد ؛ كذا ، ب 7475 .