فرستادن رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، لشكر را به جنگ بنى سليم
به شهر مدينه درون مصطفى * بهسربُرد چندى به امرِ خدا
به هشتم رسيد اندر اين حال سال * نبى كرد كوشش به كارِ جدال
فرستاد سيّد سپه پنج جا * دليران و گردانِ رزمآزما
نخست عبد اللّه رفت سلمى « 1 » نژاد * به دو مصطفى كرد از اينگونه ياد :
6550 « روان كن به جنگِ سليمى سپاه * كه كردند چل يارِ ما را تباه »
روان گشت عبد اللّه رزمزن * هميدون ز اصحاب پنجاه تن
به پيكار قوم سليم آن سپاه * برفتند چون باد پُويان « 2 » به راه
چنان نابيوسان « 3 » شدند آن سران * كه كس را نبود آگهى اندرآن
گروهى سليمى شب تيرهرنگ * ز جايى همىآمدندى ز جنگ
6555 پريشان فتادند بر طرفِ راه * كم از كافران بُد مسلمان سپاه
همه كشته گشتند در كارزار * بر ايشان شبِ تيره شد كارزار
ز اسلام جز عبد اللّه كس نجَست * دگر گشت در جنگِ آن قوم پست ( 140 )
گريزان برفت او بَرِ مصطفى * از اين كار داد آگهى مرورا
دل مصطفى زاين خبر شد نژند * كه ديد از سليمى دو نوبت گزند
فرستادن رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، لشكر را به جنگ بنى ملوّح
6560 دؤم غالب ليثى « 4 » نامدار * به جنگ ملوحى برآراست كار
صد و سى كس از لشكر مؤمنان * برفتند با او دمان و دنان
به جنگ ملوحى به نزديك كوه * كه بودندى اين جايگاه اين گُروه
هامش
( 1 ) ( ب 6549 ) . در سيرت رسول اللّه : ابو العوجاء السّلمى ( در فهرست همان كتاب : ابن أبى العوجاء السّلمى ) ( ص 1080 ) .
( 2 ) ( ب 6552 ) . در اصل « پويان » با « پ » آمده است ، به خلاف معمول رسم الخطّ نسخه .
( 3 ) ( ب 6553 ) . در اصل : تاننوسان شدند .
( 4 ) ( ب 6560 ) . غالب بن عبد اللّه الكلبى ؛ ملوحى : بنى ملوّح .