نگه كرد باذان ، « 1 » همان روز بود * كه سيّد به دو حال خسرو نمود
پذيرفت اسلام باذان « 1 » از آن * چو فيروز و هردو فرستادگان
6280 بسى كس ز خويشانشان دين گزيد * وز اين در يمن دين حقّ شد پديد
گزاردن رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، نماز استسقا
در اين سال بارندگى كس نديد * ز خشكى جهانى به تنگى رسيد
همه چشمهها خشك شد بر زمين * مگر چشم مردم كه تَر شد از اين
نبى بهر استسقا اندر نماز * دعا كرد در حضرت بىنياز
بباريد بارانِ سخت آنچنان * كه بيم خرابى بُدش آن زمان
6285 نبى گفت : « اندر حوالى ببار * نه بر ما در اين شهر ، اى كردگار »
ازاينروى باران در آن شهر هيچ * نباريد و بودش به بيرون پسيچ
يكى هفته باران به بيرون شهر * بباريد و زآن كِشتهها يافت بهر
در آن شهر از معجز مصطفى * نباريدى از حُكمِ برتر خدا
ز هرسالى آن سال بُد دخل بيش * بسى خورد مردم بر از چيزِ خويش « 2 »
پيوند پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، با رمله « 3 » بنت ابى سفيان اموى
6290 از آن پس به پيوند فرمود را « 4 » * به زن كرد امّ حبيب ، رمله را
بُد از صخر بن حرب او را گُهر * عروس جحش بود از آن پيشتر
به ملك حَبَش « 5 » شد تبه شوهرش * نجاشيش خواست بهر پيغمبرش
هامش
( 1 ) ( ب 6278 ، 6279 ) . در اصل : نادان .
( 2 ) ( ب 6289 ) . در اصل : ؟ ؟ ؟ رار حير خويش .
( 3 ) ( عنوان ) . در اصل : رمكه . در سيرهء ابن هشام آمده است : « امّ حبيبة بنت ابى سفيان و ابنته حبيبة بنت عبيد اللّه و بها كانت تكنى امّ حبيبه بنت ابى سفيان و كان اسمها رملة . . . » ( ص 783 ، چاپ ووستنفلد ) .
( 4 ) ( ب 6290 ) . « را » در پايان مصراع نخست به معنى « راى » است . امّ حبيبه بنت ابى سفيان ( رمله بنت ابى سفيان ) .
( 5 ) ( ب 6292 ) . در اصل : حبس ؛ . . . نجاشيس . صورت موجّهتر از براى رفع اختلال در وزن مىتوانست بدينگونه باشد : نجاشى بخواست بهر پيغمبرش .