رفتن رسول ، عليه الصّلوة و السّلام ، به غزو فرود « 1 »
5720 از آن پس شتر آنچه بودش يله * فرستاد در راه مكّه گله
نگهبان برايشان غلامى سياه * چراگاه كردندى آن جايگاه
عُيَيْنَه « 2 » كه بودى ز تخمِ حصين * ز بهر چراگاه شد پر ز كين
بشد با گروه فزاره « 3 » به راه * براند آن گله را از آن جايگاه
غلامِ سيه شد بَرِ مصطفى * كه آگه كند زين حكايت ورا
5725 به ره از صحابه گُزين سَلَّمه « 4 » * بديد و بگفتش ز حالِ رمَه
بشد سَلَّمه در پىِ آن سپاه * به نزديكِ سيّد روان شد به راه
به تگ تيز رفتى چنان سَلَّمه * كه آهو پياده گرفتى هَمه
به تيرافگنى بود قادر چنان * كه از مو گره برگشادى بدان
دوان گشت اندر پىِ آن سپاه * بديشان رسيد اندرآن طَرْفِ راه
5730 بپوشيد روىِ هوا را به تير * ز كافر برآمد ز تيرش نضير
بگفتند ك : « آمد مگر مصطفى » * از آن بيمشان سُست شد دست و پا
گله جُمله ماندند « 5 » و رفتند تيز * نكردى همى سَلَّمه بس ستيز
همى هركس از خويش چيزى فگند * گريزان ز پيشش ز بيمِ گزند
گذارى سوارى « 6 » بر آن راه بر * بر آن قومش افتاد ناگه گذر
5735 بگفتا : « نداريد شرم اى سران * نه از روى خويش و نه از ديگران
هامش
( 1 ) ( عنوان ) . كذا فى الاصل ، طبرى ، سيرهء ابن هشام ، سيرت رسول اللّه ، العبر ، بالاجماع : ذى قرد ؛ در تاريخ گزيده : قرده . در پانويس [ نسخ : فروده ] در ابيات آتى الذّكر همهجا « فرود » ( : قرود ) آمده .
( 2 ) ( ب 5722 ) . در اصل : عتيبه ، . . . حصين . ( نك : زيرنويس بيت 5443 ) .
( 3 ) ( ب 5723 ) . در اصل : فراره .
( 4 ) ( ب 5725 ) . در اصل : مسلمه ؛ طبرى : سلمة بن الاكوع ؛ سيرهء ابن هشام و العبر : سلمة بن عمرو بن الأكوع الاسلمى ؛ سيرت رسول اللّه : سلمة بن الاكوع ؛ تاريخ گزيده : سلمهء ساربان . در ابياتى كه اين اسم آمده است ، بناچار و از باب رعايت وزن شعر سلّمه ( به تشديد لام ) بايستى خواند ، هكذا ابيات 5726 ، 5727 ، 5732 ، 5737 ، 5740 ، 5743 : مسلمه .
( 5 ) ( ب 5732 ) . ماندند - واگذاشتند ، رها كردند ؛ در اصل : رفتند نيز .
( 6 ) ( ب 5734 ) . گذارى سوار - سوار در حال عبور .