رفتن رسول ، عليه السّلام ، به غزو دومة الجندل « 1 »
به ماه ربيعِ نخستين خبر * بيامد بَرِ پيشواىِ بشر
كز اعراب قومى فزون از شمار * به چاهى گرفتند اكنون قرار ( 118 )
كه دومه جندل « 2 » دارد آن چاه نام * بجز چنگ سيّد ندارند كام
5440 پيمبر به زودى سپهِ گرد كرد * به پيكارشان شد شتابان چو گرد
عرب گشت آگه كه سيّد رسيد * از آن مرز و آن چاه دورى گزيد
گروه فَزارَه « 3 » در آن جايگاه * به پيش نبى رفت و شد نيكخواه
عُيَيْنَه « 4 » كه بودى ز تخم حصين * بر آن قوم بُد پيشوا و مهين
به پيش نبى آمد و صلح كرد * از آن پس از او كرد درخواه مرد
5445 كه پيش مدينه بر آن طَرْفِ راه * چراگاه سازند او را سپاه
نبى داد دستورى و بازگشت * به شهر اندر آمد از آن طَرْفِ دشت
غزو خندق در شوّال سنهء خمس هجرى
كنون غزو احزاب پيش آوريم * ز اعراب و خندق سخن گستريم
چو قوم نضيرى پراكنده گشت * به هر ملك و حىّ عرب برگذشت
به جنگ پيمبر ز هر جايگاه * برانگيختندى ز هر در سپاه
5450 قريشى و قوم عرب بىشمار * از ايشان پذيرفت اين كارزار
كه از مصطفى همگنان جنگجو * شوند و درآرند از او خون به جُو
هامش
( 1 ) ( عنوان ) . در اصل : دومة الجبل . طبرى ، سيرهء ابن هشام ، سيرت رسول اللّه ، العبر ، تاريخ گزيده ، بالاتّفاق : دومة الجندل .
( 2 ) ( ب 5439 ) . در اصل : دومه حبل . كه البتّه اين تخليط و غلط فاحش موجب جاافتادن آن در وزن شعر شده است ، فلذا اگرچه صورت درست اين نام در وزن شعر به سختى مىگنجد ، على اىّ حال اختيار صورت درست آن ، ولو آنكه با تخريب وزن شعر همراه باشد ، مرجّح دانسته شد .
( 3 ) ( ب 5442 ) . در اصل : فراره : بنى فزاره .
( 4 ) ( ب 5443 ) . در اصل : عتيبه ، . . . حصين ؛ طبرى : عيينة بن حصن بن حذيفة بن بدر ؛ كذا سيرهء ابن هشام ( مع ) ؛ سيرت رسول اللّه ، عيينة بن حصن بن حذيفة ؛ تاريخ گزيده : عيينة [ متن : عتبة ] بن حصن ؛ العبر : عيينة بن حصين .