مراجعت رسول ، عليه السّلام ، از بدر با مدينه به ظفر
دگر روز سيّد روان شد به راه * به سوى مدينه از آوردگاه
4000 به منزل چو لشكر فرود آمدند * ببودند و يك لحظه دم برزدند
بفرمود سيّد اسيران همه * بيارند پيشِ شبانِ رَمَه
يگان و دوگان را به نزديكِ او * ببردند پرآب و بىآب رُو
چو عُقْبَه « 1 » به پيشِ پيمبر رسيد * در او كينِ پيشينه آمد پديد
كه بر وى تفو كرد مردِ لعين * وز اين كارِ سيّد به دل داشت كين
4005 على را چنين گفت سيّد كه : « زود * برآور ز جانِ بدانديش دود »
على پيشِ او رفت با تيغِ كين * به شاهِ رسُل گفت عُقْبَه چنين :
« چو من كُشته گردم ، بر اولادِ من * كه شقفت برد زاين بزرگ انجمن ؟ »
نبى گفت : « اگر دين پذيرند و راه * خداوندشان آورد در پناه
و گرنه بلند آتشى بركُنم * همه تُخمه تو در او افگنم »
4010 على بعد از آن كرد او را تباه * چو شد كُشته ، دوزخ شدش جايگاه
دگر نضرِ حارث « 2 » بر او برگذشت * بديدش پيمبر بر آن طَرْفِ دشت
به ياد آمدش آنچه از وى شنيد * كه در جنگ از اين در سخن گستريد
بدانگه كه كافر گريزنده بود * سپاه فرشته ستيزنده بود
چنين گفت : « يا رب اگر اين سپاه * كنون گشت خواهد بزارى تباه
4015 سزد گر فرستى بلائى به من * كه چشمم نبيند بدِ انجمن »
بفرمود سيّد به عاصم كه : « زود * به كشتن ز دشمن برانگيز دود »
به فرمان ورا كرد عاصم « 3 » تباه * روان شد دگر روز از آن جايگاه
هامش
( 1 ) ( ب 4003 ) . عقبة بن أبى معيط .
( 2 ) ( ب 4011 ) . در اصل : نصر حارث .
( 3 ) ( ب 4017 ) . عاصم بن ثابت بن أبى الأقلح الانصارى [ در ترجمهء طبرى ابو القاسم پاينده : أبى افلح ( با فاء ) ] ؛ مطابق سيرت رسول اللّه ( مصحّح دكتر اصغر مهدوى ) عقبة بن أبى معيط و نصر بن حارث ، دو تن از اسيران جنگ بدر ، هر دو به دست حضرت على ( ع ) كشته شدند ؛ سيرهء ابن هشام نيز براساس روايت ابن اسحاق ، كشندهء -