از او شد روانه پيمبر به راه * بُدى ديه وَدّان بدان جايگاه
3120 در آن ديه از او آگهى يافتند * به پيشش از آن ديه بشتافتند
بر او نامهء آشتى خواندند * ز پيمان مهرش سخن راندند
نبى صُلح كرد و نفرمود جنگ * سپه بازگشتند از او بىدرنگ
به شهر مدينه از آن جايگاه * نبى با صحابه ببرّيد راه
رفتن رسول ، عليه السّلام ، به غزو بواط
به شهر اندر آمد رسول گُزين * فلك چند روزى بگشت اندر اين
3125 پس آگاهى آمد كه : « از مُلك شام * مىآيد به ره كاروانى تمام
كه هستند يكسر ز قومِ قريش * روان است نعمت ز اندازه بيش
شتر يك هزار است و پانصد فزون * پر از بار پويان به راه اندرون
چو پور خَلَف مهتر كاروان * كه خوانند امَيَّه مر او را گوان
ز مردان جنگى است پانصد دلير * كمر بسته با او به كردارِ شير »
3130 ز كار آگهان چو نبى اين شنيد * همانگه دو صد مرد را برگزيد
ز انصاريان و مُهاجر سپاه * بفرمود تا رو درآرد به راه
به ماهِ ربيعِ دؤم « 1 » اين سپاه * ز شهر مدينه روان شد به راه
خليفه همان سعد عُبّاده بود * روان شد پيمبر بدين غزو زود « 2 »
لواى سفيد نبى در سپاه * همى سعد وَقّاص بردى به راه
3135 به كوهى رسيدند بر رهگذار * كه رَضْوَى بُدى نام آن كوهسار « 3 »
فرود آمد آن جايگاه اين سپاه * شب آسوده گشتند از رنجِ راه
از آنجا به كوه تهامه كشيد * به يك منزل آنجا سپاه آرميد
كه باشد بُواط نام آن جايگاه * در او كرد منزل رسُولِ إله
هامش
( 1 ) ( ب 3132 ) . سيرت رسول اللّه : « ماه ربيع الاول » را موقع غزو بواط بيان داشته است . ( ص 525 ) .
( 2 ) ( ب 3133 ) . در اصل : غزو رود .
( 3 ) ( ب 3135 ) . ر . ك : طبرى ( مع ) ، ج 2 ، ص 405 ، س 10 ، تحقيق محمّد ابو الفضل ابراهيم ، چاپ دوم ، دار المعارف بمصر .