فرستادن رسول عبد اللّه جحش را به جاسوسى مكّه
به روز نخستين ز ماهِ رجب * گزين كرد نامآورى از عرب
كه عبد اللّه ابن جَحش داشت نام * ز مردى به جنگِ عدو داشت كام
بفرمود تا رو به راه آورد * ز مردى به زودى زمين بسپرد
و ليكن بگفتش كجا بر سپاه * همىگفت : « از ايدر روان شو به راه
3185 برو با سپاه مهاجر كنون * كه اين نامه گردد ترا رهنمون
بدينسان در اين نامه بينى « 1 » بكُن * مگردان از آن در به گيتى سَخُن »
روان گشت ابن جَحش در زمان * همان از مهاجر سپاهى دمان
چو سعد ابن وقّاص مردِ دلير * دگر عُتْبَه از تخم غَزْوان شير « 2 »
عكاشه كه بودى ز تخم فزار « 3 » * ز مردى به جنگ اندرون كامكار
3190 دگر نامداران با آب و جاه * كه بودند هريك سرى از سپاه
چو از شهر رفتند سهروزه راه * در آن نامه كردند از آن پس نگاه
در او بود كرده از اين در خطاب * ك « ز ايدر ببايد شدن پرشتاب
سوىِ شهرِ مكّه به يكروزه راه * نهان گشت بر راه آن جايگاه
بديدن كه مكّى چه سازد همى ؟ * چگونه به كين سرفرازد همى ؟
3195 بدان چارپايان كه بردند خوار * چه كردند و چونستشان « 4 » كاروبار ؟
وز آن كار كآمد نبى در عقب * چه گويد كنون هركسى در عرب ؟
وگر جنگ پيش آيد اندر رجب * بجويند ماه حرام از عرب ؟
هامش
( 1 ) ( ب 3186 ) . در اصل : نامه ؟ ؟ ؟ تى .
( 2 ) ( ب 3188 ) . در اصل : عروان شير .
( 3 ) ( ب 3189 ) . در اصل : ز تخم هراز ؛ قياسا : فزار ( شايد از بنى فزاره باشد ) . بههرحال به صورت « عكاشة بن فزار » در منابع معتبر ديده نشد . بنابه قرائن موجود ، اين حكايت و ذكر اين غزوه در منابع معتبر از قبيل طبرى ( مع ) و سيرهء ابن هشام و سيرت رسول اللّه و العبر ، اين شخص به طور قطع و يقين همان « عكاشة بن محصن » است ؛ تاريخ گزيده نيز از او به « عكاشة بن محصن الاسدى » ياد كرده است .
( 4 ) ( ب 3195 ) . در اصل : جون بستشان كار .