دو دختر ، يكى بود زينب به نام * دگر امّ كُلْثُوم باشرم و كام
على بود نُه سال با نيكزن * از آن پس برفت آن زن پاكتن
3105 به شش مه پس از مصطفى شد روان * به ديگر سرا بانوِ بانوان
رفتن رسول ، عليه السّلام ، به غزاى ودّان « 1 »
از آن پس به ماهِ ربيع نخست * پيمبر بر آنگونه بر راى جُست ( 72 )
به خود عزم پيكارِ كافر كند * به مردى دل كافران بشكند
برفت و برفتند با او سپاه * دليرانِ جنگاورِ رزمخواه
ز انصار و قوم مهاجر سران * برفتند پُركينهء « 2 » كافران
3110 مدينه به سعد عباده « 3 » سپرد * از آن پس سوى غزو لشكر ببرد
لواى سفيدش به پيش اندرون * كز آن « 4 » بُد دل دشمنان پر ز خون
علمدار حمزه در اين جنگ بود * ز كارش دلِ كافران تنگ بود
به ابوا درآمد پيمبر ز راه * بَرِ گورِ مادر به امرِ إله
ز حق كرد درخواه با او خطاب * نباشد چو با كافران از عذاب
3115 چو اسلاميان از بهشت برين * دهد بهرش و شوش را همچنين
خدا گفت : « كافر خلاص از بلا * نيابد ، كنون والدين « 5 » ترا
ز بهرِ دلت ترك كردم عذاب * و ليكن نيابند ز رحمت خطاب
كه زايندگان « 6 » ترا بيش از اين * نشايد طمع داشت از مهر و كين »
هامش
( 1 ) ( عنوان ) . در اصل : وُدان ؛ در سيرت : أبواء و در ذيل غزو ودّان به أبواء ارجاع داده است ؛ حسّان بن ثابت شاعر مشهور عرب در شعرى كه در ضمن آن همهء غزواتى را كه انصار با حضرت رسول همراه بودند ، برشمرده است ، از ودّان چنين ياد كرده است :و يوم ودّان أجلوها أهله رقصا * بالخيل حتّى نهانا الحزن و الجبل( نك . سيرت رسول اللّه ، مصحّح دكتر مهدوى ، ص 1008 )
( 2 ) ( ب 3109 ) . شايد هم : بر كينهء .
( 3 ) ( ب 3110 ) . سعد بن عبادة بن دليم السّاعدى . ( طبرى )
( 4 ) ( ب 3111 ) . در اصل : كران .
( 5 ) ( ب 3116 ) . در اصل : و الّذين .
( 6 ) ( ب 3118 ) . در اصل : را ؟ ؟ ؟ ندكان .