بر ايشان ز تيرش شده تيره روز * هزيمت گرفتند با درد و سُوز « 1 »
نرفتندشان در عقب مؤمنان * چو بسيار بودند آن كافران
سبك بازگشتند « 2 » از آن چاهسار * كسى كم نگشته فُزونى دوبار
ذكر عيد غدير و برادرى گرفتن اصحاب
در اين سال هجرت به ماه پسين * به اصحاب فرمود سيّد چنين
3090 به قوم مهاجر به انصاريان * كه : « باهم برادر شويد « 3 » اين زمان »
نبى با على شد برادر در اين * عمر با ابو بكر شد همچنين
سراسر صحابه برين تنبهتن * برادر شدند اندر آن انجمن
ده و هشت بُد رفته زآن ماه روز * كه بنهاد اين عادتِ دلفروز
شد آن روز را نام عيد غدير * كه فرمود سيّد : « برادر بگير »
3095 از آن روز اين سنّت اندر جهان * بود در ميان كهان و مهان
پيوند امير المؤمنين علىّ مرتضى با فاطمه
دؤم سال هجرت به ماهِ صفر * جهان گشت پرزينت و زيب و فر
كه داماد شد شاهِ مردان على * به فرمان يزدان به دختِ نبى
پيمبر كهين دخت خود را به دو * سپرد آنكه بُد فاطمه نامِ او
ده و سه شمردند سال بتول * چو پيش على شد ز خانِ رسول « 4 »
3100 على بيست و پنج ساله بود آن زمان * كه پيوست با بانوىِ بانوان
از ايشان بزادند فرزند پنج * سه پور و دو دختر همه ناز و غنج
حسن با حسين بود و محسن سه بود * فروزنده هر سه چو از مهر نور
هامش
( 1 ) ( ب 3086 ) . تاريخ طبرى ( مع ) ضمن نقل اين واقعه چنين آورده است : « فكان أوّل سهم رمى به فى الإسلام . » ( ص 404 ، ج 2 ) .
( 2 ) ( ب 3088 ) . در اصل : سبكبار كشتند .
( 3 ) ( ب 3090 ) . در اصل : برادر شوند .
( 4 ) ( ب 3099 ) . در اصل : ر جان رسول .