به شمشير دينت كنم آشكار * به شمشير از آن هم برآرم دمار »
نبى گفت ك « اى صادق الوعد إله * نگفتى ز من هرچه خواهى بخواه
چرا مىنگردد مرادم روا * مگر نيست قربى به حضرت مرا ؟
2255 كه ديگر رسل را ز درگاه تو * بسى پايه افزود در راه تو
ز احوال آدم درآيم نخُست * سرشتيش از قدرت خود درست
دميدى ز روح خودش در وجود * به حُكم تو كردش ملائك سجود
رسانيدى ادريس را بىگزند * ز تحت الثّرى تا مقام بُلند
براهيم تشريف خُلّت بيافت * به گفتار موسى به پيشت « 1 » شتافت
2260 سخن راست از لحن داوود ياد * به حُكم سليمان وزان بود « 2 » باد
ز روح تو شد شخص عيسى پديد * وز اين هريكى پايه برتر كشيد
چه بهتر از اينها به من مىدهى * فضيلت چو بر ديگران مىنهى »
خدا گفت : « لولاك اين آسمان * نبودى چه جاى فرشته بر آن
ز آدم سرشتن تو بودى مُراد * شود مردم از يار بردار شاد « 3 »
2265 وگر يافت ادريس جاىِ بلند * ترا قاب قوسين بماند نژند
براهيم اگر شد خليلم ز پيش * حبيبم توئى ، پايه اين راست بيش
وگر زآنكه گفتم به موسى سخن * ابَر طور سينا بَرِ انجمن
كنون با تو بر عرش رانم كلام * ندارند ره پيشِ ما خاص و عام
وگر بود داوود شيرينسرا * به قرآن كرامت نمودم ترا
2270 كز آواز قرّاى قرآن به دل * شود لحن داوودى از جان خجل
به حُكم سليمان اگر باد بود * جهان جمله دينت بخواهد گشود
زمين قاف تا قاف فرمانپذير * ترا گردد وزآن ندارد گُزير
هامش
( 1 ) ( ب 2259 ) . در اصل : نبيشش .
( 2 ) ( ب 2260 ) . در اصل : وزآن بود .
( 3 ) ( ب 2263 و 2264 ) . اشاراتى است به احاديث شريفهء : لولاك لما خلقت الأفلاك و نيز صورتهاى ديگر آن از جمله در شرح تعرّف لولا محمّد ( ص ) ما خلقت الدّنيا و الآخرة و لا السّموات و الأرض و لا العرش و لا الكرسىّ و لا اللّوح و لا القلم و لا الجنّة و لا النّار و لولا محمّد ما خلقتك يا آدم . و يا مطابق اللؤلؤ المرصوع كه گفته است : لم يرد بهذا الّلفظ بل ورد : لولاك ما خلقت الجنّة و لولاك ما خلقت النّار . و عند ابن عساكر : لولاك ما خلقت الدّنيا . ( به نقل از احاديث مثنوى ، مرحوم فروزانفر ، ص 172 ) .